تبليغاتX
خبرنامه بوعلی سینا
شنبه سی و یکم فروردین 1387

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران) با صدور بیانیه ای نسبت به تایید حکم ۷۸ ماه حبس سه دانشجوی در بند این دانشگاه شدیدا اعتراض کرد. متن این بیانیه به شرح زیر است: 

و لا تلبسوا الحق بالباطل و تکتموا الحق و انتم تعلمون، حق را با باطل در نیامیزید و حقیقت را، در حالی که خود می دانید، کتمان نکنید (بقره، ۴۲)

بار دیگر آشکار شد که انتظار عدالت ورزی از سوی نهادهای قضایی در مملکتی که «استقلال» ترجمانی جز «وابستگی» ندارد، انتظاری نابجاست. یقینا در کشوری که اعتراف حجت نیست مگر آن که حاصل شلاق و شکنجه باشد و بازداشت به دل حاکمان نمی نشیند مگر وحشیانه و بر خلاف موازین قانون صورت گرفته باشد، انتظار تبرئه بیگناهان از مصادیق بارز زیاده خواهی است و جرم تلقی خواهد شد.

 


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:49  توسط تحريريه خبرنامه  | 

شنبه سی و یکم فروردین 1387
چند ماه قبل بود که حکم تبرئه ی سه دانشجوی در بند دانشگاه امیر کبیر (احمد قصابان مجید توکلی و احسان منصوری ) ، شادی را، تلخ به کام آزاد اندیشان نهاد.
شادی از اثبات بی گناهی، پس چند ماه بازداشت و اذیت وآزار اینان و خانوده های آنان ،و تلخی ازاحتمال رخدادی که در راه بود .
موضع گیری عجولانه چند مقام امنیتی و قضایی همزمان با بازداشت دانشجویان، و قبل از هر گونه بررسی و تحیقی در پرونده خبر از روز هایی سخت برای دانشجویان داشت ،اعلام نظری چنین قاطع راهی یک سویه را ترسیم کرد و آن اینکه :
" نهایتا این پرونده باید با محکومیت دانشجویان مختومه گردد ".
روشن بود که حکم برائت ناخشنودی پیش گویان را با خود بهمراه خواهد داشت، که چیزی غیر از آنچه گفته بودند ، پیش آمده بود، پس مقاومت آنان در این رابطه شاید موجه می نمود که اگر می پذیرفتند بازنده ی جنگی حیثیتی بودند و بی پاسخ در مقابل سوالی مهم که :
چه کسی پاسخگوی چند ماه بازداشت این دانشجویان وصدمات ناشی از آن به خانوده ی آنان خواهد بود ؟!
طبیعی بود که پیش گویان صاحب منصب، پا پس نکشند و بر خواسته ی خود تاکید کنند، چون در نظر اینان تیر رها شده بود و هدف آنجاست که تیر اصابت می کند نه جای دیگر .
داشتن پیش فرض ، در مسائل امنیتی و قضایی برای تسهیل در رسیدن به نتیجه ایی خاص ، در یک پرونده که یا شاکی خصوصی دارد و یا دادستان شاکی آن هست، قطعا چیز غریبی نیست و از پیش شرط های کار در این دوحوزه ی مرتبط به هم محسوب می شود، و کسی هم که آشنا به قانون باشد، از این خرده نخواهد گرفت، ولی آنچه در اینجا مورد نقد جدی و اعتراض است، اعلان عمومی این پیش فرض ها از جانب مسوولین امنیتی و قضایی است، آنهم بدون طی شدن مراحل و سیر قانونی یک پرونده .
چنین اظهار نظر هایی و با چنان قاطعیتی، فرضیه را پیشاپیش و بدون ادله کافی، اثبات شده می نماید .
در اینجا است که قبل از هرگونه رسیدگی و داوری بی طرفانه و مبتنی بر استقلال قضایی ، حکم به محکومیت می دهند و اتهام را جرمی اثبات شده ، تلقی می نمایند .
اینجا نقطه شروع جدلی حیثیتی و احساسی است، که نهایتا بر سر طرف بی پناه ، آوار می گردد .
شاید با این استدلال و برای جلوگیری از تضیع حقوق بدیهی متهمان بوده که دراصول 32، 36،37و 38 قانون اساسی جمهوری اسلامی روی این موضوع و مرتبط با آن ، بارها تاکید شده است. قانونی که بعنوان یک حداقل ، متاسفانه کارکرد آن به کرات مخدوش شده است.
از بدیهیات است که چنین رویه ایی، در شان یک سیستم قضایی مدعی استقلال رای نیست ،مسئله ایی که بارها در دستگاه قضایی، اتفاق افتاده و مسبوق به سابقه است . از یاد نبرده ایم برخورد با قاضی دادگاه تجدید نظر اکبر گنجی(علی بخشی ) و اصرار بر بر گرداندن و تائید حکم دادگاه بدوی و نهایتا بر کناری و بازنشسته کردن قاضی و به کرسی نشانده شدن اراده ی قدرت، که انگار نباید هیچ گاه، در جنگی حیثیتی و خود ساخته بازنده باشد و یا اقرار به اشتباه نماید .
داوری زود هنگام در رابطه با پرونده ی مرتکبین قتل های زنجیره ایی ، و مرتبط کردن متهمین با سرویس های جاسوسی بیگانه و بطور خاص صهیونیستها، موجب شد، تا تمرکز بازجویی ها به قوت در راستای اثبات آن باشد، که انتشاربخشی از فیلم تاسف بار باز جویی ها، تائیدی بر آن بود که ظاهرا باید با حدت و شدتی خاص، فرضیه فوق به اثبات رسانده شود .
باز از این دست پیش داوری ها، می توان به پرونده ی حسین موسویان دیپلمات ارشد جمهوری اسلامی اشاره کرد (این پرونده ماهیتی متفاوت داشت و بیشتر کشمکش درون قدرت بود )در این مورد هم ، با مواضع و داوری پیشین رئیس جمهور و وزیر اطلاعات بدیهی می نمود که باز جدلی حیثیتی در راه است و باید به محکومیتی ختم شود.
هر چند که در این مورد آخر مساله تا حدی متفاوت بود و نهایتا پرونده با حکمی که دوطرف دعوا ،از نظر حیثیتی زیاد بازنده ی آن نباشند، سرهم بندی شد . اما این پرونده را هم در چار چوب پیش داوری های عجولانه می توان ارزیابی کرد .
جدای از سناریوی پیچیده ایی که در دانشگاه امیر کبیر در ادامه با حوادث سال هشتاد و پنج این دانشگاه و با هدف بر خورد با کلیت جنبش دنشجویی شکل گرفت ، پرونده ی دانشجویان در بازداشت پلی تکنیک هم چنین سیری را پیمود با یک تفاوت مهم ، که دانشجویان همواره آسیب پذیر ترین دسته از فعالین سیاسی و اجتماعی بوده اند .و پرونده ی اینان امروز نمادی از تهدید و تحدید دانشگاه و تاوان رفتار منتقدانه در چارچوب نظام حاکم هست .

در مورد پرونده ی این دانشجویان ،می توان گفت که آنان در یک بازی خشن و پرداخته شده در مقابل یک جریان قدرت مدار قرار گرفتند، در این بازی دانشجویان بی دفاع ماندند و تنها تکیه گاه آنان خانوده ی ایشان و بدنه ی نحیف جامعه مدنی شد.
آخر سر هم، پس از کشا کش بسیار، در این بازی خشن ، که ظاهرا برای مدعی شکلی حیثیتی به خود گرفته بود ، بازی آنچنان ختم شد که تیم داور می خواست و اکنون دادگاه تجدید نظر حکم به محکومیت سنگین این سه دانشجو داده است .


آنچه از این بررسی کوتاه می توان جمع بندی کرد این است که، حیثیتی کردن پرونده های قضایی که تکرار، آن را به رویه ایی تبدیل نموده است ، از دو جهت قابل نقد و اعتراض است :
_ چنین عملکردی ، که قبل از اثبات اتهامی چنین عجولانه آن را ثابت شده تلقی نمایند ، نه قانونی است و نه مرسوم و اخلاقی .
_و دوم اینکه اگر بدین شکل استقلال معدود قضات مستقل از تحلیل های امنیتی و جناحی ، مخدوش شود ،دستگاه قضا را به نا کجا آباد ی خواهدرفت که دیگر، نه تنها ملجاء و پناه بی پناهان و بی گناهان نخواهد بود، که خود عامل ترس و رعب آنان خواهد شد

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:45  توسط تحريريه خبرنامه  | 

شنبه سی و یکم فروردین 1387
عبداله مومنی صدور احکام حبس در دادگاه تجدید نظر و گناهکار دانستن احمد قصابان، احسان منصوری و مجید توکلی 3 دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک را نشانه بارزی از عدم استقلال در قوه قضاییه و تمکین این دستگاه به فشارهای نهادهای امنیتی دانست.

دبیر سابق تشکیلات دفتر تحکیم وحدت با اشاره به گذشت 1 سال از برخورد و بازداشت دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک به اتهام توهین به مقدسات گفت: توطئه طراحی شده ای که با هدف حذف فعالان دانشجویی منتقد از دانشگاه طراحی شده بود اگرچه با هوشیاری دانشجویان تا حدودی زیادی ناکام شده است اما در این میان 3 دانشجوی دانشگاه امیرکبیر را به گناه ناکرده، قربانی خود ساخته است.

مومنی ادامه داد: دانشجویان محکوم شده ، چه پیش از بازداشت و چه ازطریق ارسال پیام از درون زندان به بیرون و چه در جلسات دادگاه انتساب این نشریات جعلی را علیرغم تمامی مسائل و فشارهایی که بر طبق رنجنامه های منتشر شده توسط خانواده های آنان براین 3 دانشجو رفته است، تکذیب کردند و اتهامات وارده را بی اساس دانستند و دادگاه بدوی نیز دانشجویان را از اتهامات انتسابی به دلیل جعل نشریات تبرئه کرد .

اما متاسفانه در روزهای گذشته شاهد بودیم که دادگاه تجدید نظر با تمکین به خواست و اراده ای غیر قضایی ، به دلخواه نیروهای امنیتی عمل کرده و احکام سنگین حبس برای دانشجویان صادر کرد.

سخنگوی سازمان دانش اموختگان با اشاره به تغییر نظر دادگاه از تبرئه به مجرمیت دانشجویان گفت: قوه قضاییه که مطابق با قانون اساسی باید مستقل از سایر قوا عمل کرده و تضمین کننده حقوق شهروندان و آزادیهای فردی آنها و مامن مظلومان و بی گناهان در برابر ظلم قانون شکنان باشد با صدور این حکم نشان داد که اگر اندک اراده ای برای استقلال در میان قضات ان قوه وجود دارد اما اراده حاکم بر دستگاه قضایی اراده ای کاملا سیاسی و امنیتی است.

عبدالله مومنی تصریح کرد: فرجام این پرونده نمونه تاسف باری است از جدال میان «حقیقت خواهی» و « قدرت طلبی» که در این میان قوه قضاییه با تسلیم در مقابل نهادهای قدرت ،جانب قدرت طلبان را نگاه داشت. مومنی ادامه داد: صدور این حکم اندک امیدی نیز که در میان فعالان مدنی از وجود اراده مستقل در دستگاه قضا بوجود امده بود را از میان برد و جایگاه دستگاه عدالت را تیره تر کرد و مطمئنا چنین احکامی چیزی جز بی اعتباری برای حاکمان به همراه نخواهد داشت.

سخنگوی سازمان دانش اموختگان در پایان با محکومیت صدور احکام حبس برای 3 دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک، این دانشجویان و خانواده های آنان را قربانیان یک سناریو از پیش نوشته شده دانست و خواهان رفع اتهام و اعاده حیثیت از ایشان شد.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:44  توسط تحريريه خبرنامه  | 

شنبه سی و یکم فروردین 1387
کانون صنفی معلمان ايران به مناسبت هفته معلم بیانیه ای صادر کرده است. این نهاد صنفی در بیانیه خود به تشریح برنامه های کانون در هفته معلم پرداخته است:

همکاران محترم؛

بی­ترديد سال ۸۶ يکی از تيره­­ترين سال­هايی بود که جامعه معلمان ايران تجربه کرده است. بعد از تجمعات با شکوه معلمان در اسفندماه ۸۵ که با دستگيری تعداد زيادی از فعالان صنفی و ضرب و شتم شمار زيادی از فرهنگيان شريف پايان يافت، به دليل سانسور شديدی که به واسطه­ی بخشنامه شورای عالی امنيت ملی بر رسانه­ها حاکم شد چنين به نظر رسيد که تشکل­های صنفی سکوت پيشه کرده­اند و يا از وحشت، در لاکِ خويش فرو رفته­اند و يا همکاران خود را فراموش کرده­اند.

در چنين شرايطی جا داشت مسئولان کشور به ويژه نهادهای امنيتی که هر حرکت اعتراضی را مخلِّ امنيت جامعه قلمداد می­کنند و همواره مدّعی هستند که آنچه در جهت بهبود وضع معيشتی معلمان تا کنون انجام گرفته حاصل تلاش مسئولان بوده و تشکل­های صنفی و اعتراضات معلمان هيچگونه تأثيری در پاسخگوئی به مشکلات فرهنگيان نداشته است فرصت را غنيمت شمرده و در عمل اين ادعای خود را به اثبات می­رساندند و با حلّ تدريجی مشکلات فرهنگيان ضرورت برگزاری تجمعات، تحصن­ها و انجام حرکت­های اعتراضی را به کلّی نفی و انکار می­کردند.

اما همانگونه که شاهد هستيم، آنگونه عمل کردند که حتی صدای اعتراض برخی از همکاران بی­تفاوت نيز به هوا برخاست و اکثريت معلمان هرگونه ترديد نسبت به اين جمله که « تا نگريد طفل کی نوشد لبن » را در باور خود از بين بردند. با اين وصف مسئولان مربوطه نه تنها به انتظارات بر حق معلمان پاسخی ندادند بلکه با سوء استفاده از فضای موجود به کلّی همه وعده­های داده شده را از ياد بردند. به طوريکه حتی حقوق اندک معلمان حق­التدريس نيز بيش از ۶ ماه به تأخير افتاد و در عوض با توزيع توهين­آميز بن­های نخود و عدس و ... به تحقير بيشتر فرهنگيان پرداختند.

همکاران گرامی

طی يک سال گذشته ما و شما خار در چشم و استخوان در گلو به انتظار نشستيم تا شايد عقلای قوم به خود آيند و در روش­های مذکور تغييری ايجاد نمايند. اما نامه­ها، گلايه­ها، طومارها و زمزمه­های معلمان در دفاتر مدارس تا کنون به گوش هيچکس نرسيد و احدی خود را موظف به پاسخگويی به اين قشر فرهيخته نديد و مسئولان کشور با اين عمل خويش به معلمان آموختند که تنها راه رسيدن به حقوق حقّه فرهنگيان، اتحاد، همدلی و همراهی است. آنگونه که در اسفندماه ۸۵ شاهد آن بوديم.

عزيزان

در شرايطی که اخبار معلمان را در رسانه­ها منعکس نمی­کنند و وزير و ساير مسئولان کشور از گفت و گو با تشکل­های صنفی و نمايندگان معلمان خودداری و راه مذاکره را به کلی مسدود کرده­اند، در شرايطی که صندوق ذخيره فرهنگيان را که سهامداران اصلی آن خود فرهنگيان هستند به دست نااهلانی که عداوت برخی از آنان با فرهنگيان کاملاً محرز است سپرده­اند. در شرايطی که علی­رغم وعده­های داده شده ضعيف­ترين افراد به بالاترين پست­های اين وزارتخانه گمارده می­شوند، در شرايطی که اکثريت نمايندگان مجلس در برابر خواست فرهنگيان می­ايستند و از وزيری که منفور معلمان بوده است حمايت می­کنند و پس از برکناری وی توسط رئيس جمهور فرد نالايق ديگری را که مجلس برای وزارت تعاون صلاحيتش را تأئيد نکرده بود برای وزارت بر نهادی به گستردگی جمعيت کل کشور تأئيد می­کنند، در شرايطی که با وجود تورمِ کمرشکن کنونی که به طور مضحکی صدای اعتراض خود مسئولان را نيز درآورده است برای سال ۸۷ فقط ۶ درصد افزايش حقوق در نظر گرفته می­شود، در شرايطی که با وجود وعده­های داده شده و مصوبه مجلس، شخص رئيس جمهوری در اجرای قانون مديريت خدمات کشوری تعلل می­کند، در شرايطی که حقوق ناچيز فرهنگيان حتی نيمی از اجاره مسکن آنان را پوشش نمی­دهد و معلمان با مشغول شدن به کارهای دوم و سوم و بعضاً تحقيرآميز کارآمدی خود را از دست می­دهند و زندگی فلاکت­باری را می­گذرانند، در شرايطی که فعالان صنفی در سراسر کشور تنها به اين جرم که پرسيده­اند چرا قوانين مصوب خود را اجرا نمی­کنيد و چرا افراد نالايق را کنار نمی­گذاريد با احکامی چون زندان، تبعيد، انفصال از خدمت، تنزل گروه و ... مواجه می­شوند. به راستی چه بايد کرد؟ آيا معلمان در برابر همکاران و ساير اقشار جامعه به ويژه دانش­آموزانی که چهره­هايشان هر روز زردتر از روز قبل می­گردد هيچ مسئوليتی ندارند؟ آيا نبايد پرسيد که چرا از آمدن پول نفت که قيمت آن به شکل سرسام­آوری افزايش يافته است بر سرِ سفره ملت ايران خبری نيست؟

بر اين اساس و با توجه به اينکه کانون صنفی معلمان سالگرد حادثة تلخ اسفند ۸۵ را به دليل شرايط خاص کشور (انتخابات مجلس) به سکوت برگزار کرده است، حقِ خود و جامعه بزرگ فرهنگيان می­دانيم که همچون ساير اقشارِ جامعه از جمله کارگران مراسم خاصی را برای اين هفته معلم تدوين و اجرا نماييم. اميدواريم همه همکاران فرهنگی از زن و مرد، پير و جوان، شاغل و بازنشسته، رسمی و حق­التدريس در مدارس دولتی و غيرانتفاعی با هر ديدگاه و تفکری، تنها و تنها به نيتِ دفاع از شرافت معلمی خويش و در پاسخ به بی­مهری­ها، توهين­ها و تحقيرهايی که صورت گرفته و می­گيرد، همدلی، همزبانی و همراهی خود را يکبار ديگر به مردم و مسئولان بنمايانند تا بعد از اين احدی به خود اجازه ندهد که اين قشر فرهيخته، زنده و پويا را ناديده بگيرد و يا نسبت به نمايندگان آنان بی­حرمتی روا دارد.

برنامه­های کانون صنفی معلمان ايران در هفته معلم:

۱- پنج­شنبه ۱۲ ارديبهشت از ساعت ۱۵ الی ۱۷ حضور همزمان و با شکوه فرهنگيان تهرانی در شهرری، ابن­بابويه، مزار مرحوم دکتر خانعلی و همکاران قمی بر مزار استاد مطهری به منظور تجديد عهد با همکاران برای آغازی دوباره.

۲- روز دوشنبه ۱۶ ارديبهشت حضور در مقابل سازمان آموزش و پرورش تهران واقع در ميدان فلسطين، خيابان برادران مظفر از ساعت ۳۰/۱۳ الی ۳۰/۱۵ .



۳- از تمامی همکاران فرهنگی تقاضا می­کنيم که از فرصتِ هفته گراميداشت مقام معلم استفاده کرده و به جای برگزاری مراسم رسمی و تکراری و تحقيرآميز، در طول هفته معلم، بخشی از وقت کلاس را به تبيين و توضيح مشکلات آموزش و پرورش، معلمان و دانش­آموزان، مشکلات فضاهای آموزشی و ساير مسائل ديگر که به دليل بی­تدبيری مسئولان دامنگير آموزش و پرورش شده است بپردازند تا در غياب رسانه­های مستقل، به وظيفة معلمی خود آنگونه که می­بايست عمل نماييم.

( در خاتمه به مسئولان مربوطه اعلام می­کنيم چنانچه تا روز دوشنبه ۱۶/۲/۸۷ حداقل به دو خواسته معلمان و تشکل­های صنفی: ۱- پرداخت مطالبات معلمان بويژه حق­التدريس همکاران که بيش از ۶ ماه به تأخير افتاده است ۲- لغو تمامی احکام هيئت­های تخلفات اداری که جزء اختيارات وزير است اقدام نکنند، در تجمع روز دوشنبه حرکت اعتراضی بعدی را در جمعِ همکاران به اطلاع آنان خواهيم رساند. )

اميد است همکاران گرامی با درک شرايط حساس کنونی و با توجه به سانسور شديد مطبوعات، در توزيع گسترده اين بيانيه و اطلاع­رسانی به موقع به ساير همکاران از هر طريق ممکن آن­گونه که شايسته است همت گمارند.

با سپاس
کانون صنفی معلمان ايران
۸۷/۱/۲۶

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:43  توسط تحريريه خبرنامه  | 

جمعه سی ام فروردین 1387

 خبرنامه بوعلی سینا:

دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا در تجمعي خودجوش در اعتراض به نحوه پخت ،كيفيت ،مدت زمان كوتاه توزيع ومشكلات رزرو غذادر سلف مركزي دانشگاه بوعلي سينا برگزار گرديد؛ كه به دليل ازدحام جمعيت((حدود500 نفر)) به درب سلف مركزي منتقل شد.به گفته شاهدان عيني دانشجويان با امتناع از خوردن غذا وچيدن سيني هاي غذاي خود از درب سلف تا درب خوابگاه مركزي پسران اعتراض خودرا به وضعيت موجود مسائل صنفي نشان داده اند؛كه پس از...........


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:20  توسط تحريريه خبرنامه  | 

جمعه سی ام فروردین 1387

زندان پاسخ هیچ اندیشه ای نیست !
سال هزار و سیصد و هشتاد و هفت را در حالی آغاز کردیم ٬ که امید به برقراری شرایطی مطلوب برای فعالیت همه ی گروه ها و اشخاص در عرصه های اجتماعی ٬ سیاسی ٬ زنان و کارگران در ایران داشتیم . افسوس که از همان ابتدای سال دریافتیم این سال نیز سالی سخت برای فعالین در همه ی زمینه ها خواهد بود . دستگیری خدیجه مقدم از فعالین زنان و احضار گروهی دانشجویان دانشگاه های مختلف ٬ بی خبری از وضعیت نامعلوم بهروز کریمی زاده ٬ پیمان پیران ٬ علی کانتوری ٬ فرهاد حاجی میرزایی فعالین چپ و ادامه ی نگهداری غیر قانونی احمد قصابان ٬ مجید توکلی و احسان منصوری سردبیران نشریات دانشجویی دانشگاه امیرکبیر و در پایان ٬ تأیید احکام آنان ٬ شواهدی بر این مدعاست و امروز نیز صدور حکم دور از انتظار عابد توانچه مبنی بر تحمل هشت ماه حبس تعزیری از سوی او ٬ ما را بر آن داشت تا با کار گروهی و حمایت از این فعال سیاسی از اجرای حکم وی جلوگیری کنیم . در این راه دست همه ی دوستداران بشریت ٬ آزادی خواهان و برابری طلبان را سخت می فشاریم و باور داریم که اگر زنجیر وار و پشت به پشت هم در مقابل این حکم ایستادگی نکنیم ٬ رسالت بشردوستانه ی خود را فراموش کرده ایم . اینک هنگامه ی پشتیبانی از عابد توانچه است . با فرستادن ای ـ میل و اعلام حمایت خود ٬  ما را یاری کنید .
کمپین حمایت از عابد توانچه
برای اعلام حمایت به آدرس زیر
http://sostavanche.blogfa.com/
و یا ای میل مذکور مراجعه فرمایید
sostavanche@gmail.com

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:2  توسط تحريريه خبرنامه  | 

جمعه سی ام فروردین 1387
 4 دانشجوی دانشگاه شیراز در مجموع 8 ترم از تحصیل تعلیق شدند. سحر یزدانی‌پور، مدیر مسوول نشریه قاصدك، اسماعیل جلیل‌وند، مدیر مسوول نشریه عصیان، حمدالله نامجو، مدیر‌مسوول نشریه متن و ناهید افراسیابی، مدیر مسوول نشریه رهگذر از سوی كمیته انضباطی دانشگاه شیراز هر كدام به دو ترم تعلیق از تحصیل محكوم شدند. ناهید افراسیابی در این باره گفت: برخورد بانشریات دانشگاه شیراز در ابتدا با بازبینی نشریات قبل از چاپ آغاز شد یعنی نشریه قبل از آنكه چاپ و نشر شود مدیر مسوول موظف بود نسخه‌ای از آن را در اختیار كمیته ناظر بر نشریات قرار دهد تا مورد بازبینی و به لحاظ محتوایی و فرم مورد تایید قرار گیرد. وی افزود: با اعتراض مدیران مسوول، این روند متوقف شد اما اخیرا كسانی كه متقاضی انتشار نشریه باشند باید در مصاحبه‌های شفاهی یا كتبی شركت كنند.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:55  توسط تحريريه خبرنامه  | 

دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387

گروه جدیدی به نام حرکت جهاد اهل سنت ایران مسئولیت بمب گذاری در حسینیه شیعیان شیراز را بر عهده گرفت

خبرنامه بوعلی سینا: حرکت جهاد اهل سنت ایران  در طی اطلاعیه ای ضمن پذیرفتن مسئولیت بمب گذاری در شیراز در طی بیانیه ای اعلام کرد:
 حرکت جهاد اهل سنت ایران اعلان می نماید با توجه به ظلم ها وبی عدالتی هایی که در حق اهل سنت ایران صورت می گیرد و با توجه به نوپا بودن بیشتر ا فراد آن که از ا قوام مختلف اهل سنت ایران متشکل شده اند براثر حالت اضطراری بعد از اعدام دو تن از علمای مظلوم اهل سنت ایرانشهر رسما عملیات های خود را که قرا ربود از مهر ماه ۸۷آغاز نماید از تاریخ 25 فروردین ماه در شیراز آغاز نمود ه ودر این عملیات موفقیت آمیز مجاهدان راه حق موفق شدند بیش از بیست نفر رابه هلاکت رسانده و دویست نفر را زخمی نمایند و این اولین اخطاریست از طرف حرکت جهاد اهل سنت به حکومت گران ظلم واستبداد .. . .. که دروازه ی ظلم وستم را بر روی اهل سنت ببندد وحقوق ملی ومذهبی آنان که سی سال است توسط نمرود های زمان گرفته شده است را باز پس دهد اما در صورت عمل نکردن دولت به خواسته های اهل سنت واستمرار ظلم وستم بر جوانان وعلماء وتمام اقشار جامعه ی اهل سنت ایران . این حرکت آمادگی ضربه زدن بر ریشه های این نظام فاسد را در اکثر استان های کشور دارا می باشد و در هر زمان می تواند عملیات های خود را انجام دهد وچون حکومت استبدادی ایران در بیشتر نقاط کشور بر روی بیگناهان است مطمئنا ما هم به تمام اقشار شیعه مذهب خواهیم تاخت وبه هیچ کس اعم از زن ومرد وپیر جوان شان رحم نخواهیم کرد .
درضمن بخاطر این که مجاهدین بتوانند خود را به جای امن برسانند و گروه فرهنگی حرکت از آمار دقیق زخمی ها وکشته شدگان مطلع شوند اطلاعیه را دیر به اطلاع شما رساندیم.


حرکت جهاد اهل سنت

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:31  توسط تحريريه خبرنامه  | 

یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387

با کمک های مالی تان ،جان این زن را نجات دهید
اکرم مهدوی؛زنی در آستانه اعدام

خبرنامه بوعلي سينا: آخر فروردین ماه تنها فرصت برای نجات اکرم مهدوی، زنی در آستانه اعدام است .آخرین روزهای فروردین ماه هم طی می شوند و اکرم در انتظار شنیدن خبر فراهم شدن 60 میلیون تومان پول دیه چشم به میله های زندان دوخته است.
 
 
 
 
 
 

ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:48  توسط تحريريه خبرنامه  | 

یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387
شاهدان عینی گزارش کرده اند که پلیس پس از بازداشت کارگران معترض و بازسازی دیوارهای تخریب شده، حتی نرده های این کارخانه را نیز دوباره رنگ زده است تا تمامی شواهد تخریب ساختمان و حجوم به کارگران از بین برود.

 

 پس از یک روز اعتراض خیابانی کارگران لاستیک البرز و مسدود کردن جاده تهران-اسلامشهر، شب گذشته - شنبه - پلیس ضد شورش برای ورود آسان به کارخانه، دیوارها و ساختمان نگهبانی کارخانه را تخریب کرد و پس از حمله و بازداشت کارگران معترض، برای پنهان ساختن این حرکت خشونت آمیز در عرض چند ساعت با کمک ماموران شهرداری دوباره دیوارهای تخریب شده را ساخت.

 

تا این لحظه هیچ خبری از سرنوشت کارگران بازداشتی لاستیک البرز در دست نیست و منابع خبری “دسترنج” اینک در بازداشت پلیس به سر می برند اما برخی تشکل های صنفی نزدیک به این کارگران محل نگهداری کارگران بازداشتی را پاسگاه احمد آباد مستوفی گزارش کرده اند.

 

دسترنج

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:44  توسط تحريريه خبرنامه  | 

یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387
بستگان علی محقق نسب، روزنامه نگار افغان که بیش از یک ماه قبل از سوی نیروهای امنیتی ایران بازداشت شد، می گویند تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت و محل نگهداری او بدست نیاورده اند.

 

برادر آقای محقق نسب که یک ماه گذشته را در ایران گذرانده و به تازگی به کابل برگشته می گوید تلاشهایش برای دریافت اطلاعات در مورد وضعیت برادرش به جایی نرسیده است.

 

او می گوید مسئولان سفارت افغانستان در تهران نیز تاکنون پاسخی از مقامات ایرانی در این مورد دریافت نکرده اند.

 

پیش از این، وزارت خارجه افغانستان از مقامات ایران خواست که در زمینه رهایی علی محقق نسب اقدام کنند اما از واکنش مقامات ایرانی در این مورد گزارشی در دست نیست.


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:43  توسط تحريريه خبرنامه  | 

یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387
کارگران لاستیک البرز در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات خود ، صبح امروز با آتش زدن مواد زائد و لاستیک های بی استفاده، باعث مسدود شدن مسیر رفت و برگشت جاده تهران - اسلامشهر شدند.

 

به گفته کارگران در هفته گذشته نیز آنها با روشن کردن آتش در محوطه کارخانه اعتراض خود را نسبت به چندین ماه بی حقوقی اعلام کرده بودند.

 

در حرکت اعتراضی امروز، کارگران با آتش زدن بطری ها و جعبه های نوشابه، لاستیک های فرسوده و دیگر مواد زائد دور ریختنی از تردد خودرو ها در مسیر جاده اسلامشهر - تهران جلوگیری کردند تا توجه مردم و مسئولان را به مشکلات خود جلب کنند که این مسئله باعث شد تا خودروها مجبور شوند از مسیرهای دیگری تردد کنند.

 

یکی از کارگران در خصوص حضور عوامل انتظامی و برخورد آنها با تجمع کنندگان گفت: هیچ مامور انتظامی در نزدیکی محل کارخانه مشاهده نمی شود.

 

وی یاد آور شد: در هفته گذشته زمانی که ماموران انتظامی در صدد بر هم زدن تجمع کارگران بر آمدند، تجمع کندگان با سنگ پرانی از این اقدام جلوگیری کردند.

 

کارخانه لاستیک البرز بیش از هزار کارگر دارد، این کارگران دست کم از اواخر پاییز سال گذشته تاکنون حقوق دریافت نکرده اند.

 

یکی از کارگران گفت: به غیر از حقوق آذرماه و مبلغ ۱۲۰ هزار تومانی که به عنوان حق بن در شب عید به هر کاگر پرداخت شده است، کارگران این کارخانه دیگر هیچ حقوقی از کارفرما دریافت نکرده اند.

 

آغاز اعتراض کارگران لاستیک البرز به اوائل زمستان سال ۸۶ باز می گردد، زمانی که این کارگران در اعتراض به اتمام مواد اولیه تولید، تصمیم کارفرما مبنی بر اعلام انحلال کارخانه و ۴ ماه عدم دریافت حقوق نزدیک به ۲۰ روز اعتصاب شبانه روزی کردند.

 

با وجود آنکه این اعتصاب با وعده مسولان پایان یافت، اما هنوز مشکلات این کارگران بر طرف نشده است.

 

یکی از کارگران گفت: در کارخانه حتی به اندازه ساخت یک حلقه لاستیک مواد خام وجود ندارد.

 

دسترنج

 

 

کارگران کیان تایر با آتش زدن لاستیک جاده ساوه را مسدود کرده اند

 

آخرین خبرها حاکی است که کارگران کیان تایر در تدواوم اعتراضات خود با آتش زدن لاستیک جاده ساوه را مسدود کرده اند.

 

گزارشگر سلام دمکرات که در محل حضور دارد گزارش می دهد که در حال حاضر دو خط از ۳ خط آمد و شد خیابان ساوه توسط کارگران کیان تایر بسته شده و نیروهای انتظامی حاضر در محل اتوموبیل ها را به خط سوم راهنمایی می کنند.

 

همچنین کارگران معترض درب ورودی و دو طرف راه کارخانه را با آتش زدن تایرها بسته اند. گزارشگر سلام دمکرات جمعیت حاضر در محل را که در مقابل کارخانه برای تماشا گرد آمده اند حدود ۱۰۰۰ نفر تخمین زده و همچنین شمار نیروهای انتظامی و لباس شخصی را نیز هزاران نفر گزارش می دهد. برخورد نیروهای انتظامی با مردم بسیار خشونت آمیز می باشد اما به علت کثرت جمعیت و روحیه ی رادیکال کارگران، موفق به پراکنده کردن جمعیت نمی شوند. اما توانسته اند مردم را با فاصله ی زیادی از محل تجمع کارگران نگاه دارند.

 

همچنین برای جلوگیری از حمله کارگران در جهت تصرف ساختمان های مجاور کارخانه از جمله ساختمان شهرداری، این ساختمان ها را از ساکنین و ارباب رجوع تخلیه کرده و تعداد زیادی از نفرات نیروهای انتظامی را در آنها مستقر کرده اند.

 

سلام دموکرات

 

 

کارگران کیان تایر، جاده تهران - اسلامشهر را مسدود کردند

 

گزارش ها حاکیست که کارگران شرکت کیان تایر، لاستیک البرز سابق، روز شنبه، در اعتراض به دریافت نکردن چند ماه حقوق معوقه خود، جاده تهران - اسلامشهر را مسدود کردند. این کارگران از چهارشنبه گذشته اعتصاب کرده اند.

 

اعتصاب و اعتراض صدها کارگر کیان تایر، لاستیک البرز، در حالی آغاز شد، که به نوشته سایت دسترنج، حدود ۱۲۰۰ کارگر این واحد تولیدی در زمستان سال گذشته در اعتراض به توقف تولید، تصمیم کارفرما برای انحلال کارخانه و دریافت نکردن چهار ماه حقوق معوقه خود دست به اعتصاب زده بودند.

 

آن اعتصاب به دلیل قول مسئولین دولتی برای رسیدگی به مشکلات و حل آنها به پایان رسید، اما این وعده هرگز برآورده نشد.

 

سایت دسترنج در این ارتباط به نقل از یک کارگر کیان تایر، لاستیک البرز، نوشت: «به غیر از حقوق آذرماه و مبلغ ۱۲۰ هزار تومانی که به عنوان حق بن در شب عید به کارگران پرداخت شده است، کارگران دیگر هیچ حقوقی از کارفرما دریافت نکرده اند.»

 

این موضوع به همراه خبر پلمپ شدن کارخانه موجب شد تا صدها کارگر با مسدود کردن جاده، مشکلات خود را به آگاهی مردم و مسئولین برسانند.

 

رضا اقدسی، کارگری که خود شاهد این حرکت اعتراضی کارگران کیان تایر، لاستیک البرز، بوده است، به رادیو فردا گفت:« کارگران یک طرف جاده تهران - اسلامشهر را به طور کامل، از فاصله دو کیلومتری کارخانه مسدود کردند. آنها همچنین با استفاده از کوکتل مولوتف های کوچک، طرف دیگر را برای مدتی بستند.»

 

این موضوع باعث اخلال در رفت و آمد خودروهای عبوری در این مسیر شده بود.

 

در این مدت، کارگران اقدام به سر دادن شعار کردند. از جمله این شعارها، به گفته آقای اقدسی، « یا امام زمان، رحمی به حال ما کن - ما را از شر این مجلس رها کن» و « یا امام زمان، رحمی به حال ما کن - ما را از شر این دولت رها کن» بودند.

 

وی افزود که مردم تجمع کننده در محل که صدها نفر می شدند نیز همزمان با فریاد زدن، بویژه زمانی که کارگران اقدام به پرتاب کوکتل مولوتف های کوچک می کردند، از آنان پشتیبانی کردند.

 

گزارش ها همچنین حاکی از حضور نیروهای انتظامی و لباس شخصی در محل بوده است.

 

رضا اقدسی در مورد شمار این نیروها گفت:« بیش از یک هزار نیروی انتظامی و ضد شورش در محل حضور داشتند که مسیر کارخانه را مسدود کرده بودند تا کسی نتواند به آنجا رفت و آمد کند. ضمن آنکه نیروهای لباس شخصی زیادی در میان جمعیت به چشم می خوردند.»

 

آخرین گزارش ها که تاکنون توسط منابع رسمی تایید نشده است، حکایت از آن دارد که استاندار تهران ظهر روز ۲۴ فروردین در جمع کارگران اعتصابی کیان تایر، لاستیک البرز، حاضر شد و از آنان خواست تا با خاموش کردن آتش ها، به اعتصاب خود پایان دهند. وی به آنان وعده داد که به مشکلات آنان رسیدگی خواهد شد.

 

بر اساس این گزارش ها، کارگران مخالفت کردند و گفتند که تمامی این وعده ها دروغ است و آنها تا زمان حضور کارفرما در محل کارخانه و رسیدگی فوری به خواسته های شان به اعتراض خود پایان نخواهند داد.

 

بر اساس همین گزارش های تایید نشده، در حدود ساعت هفت و سی دقیقه شب ۲۴ فروردین، نیروهای یگان ویژه وارد کارخانه شدند تا با پایان دادن به اعتصاب، با کارگران برخورد کنند.

 

مشکل کیان تایر

 

در جریان اعتصاب زمستان سال گذشته، محمد حسن پور طالبیان، دبیر خانه کارگر اسلام شهر، در گفت و گو با خبرگزاری ایسنا، مشکل کارخانه کیان تایر را خصوصی سازی آن ذکر کرد.

 

این فعال کارگری گفته بود: «متاسفانه در واگذاری واحدها به بخش خصوصی، شرایط به گونه ای شده است که مالکان جدید بیشتر به فکر سود، صلاح و منفعت شخصی خود هستند و از آنجا که می توانند واحد را به سرمایه تبدیل کنند، بنابراین سعی دارند با پرداخت نکردن حقوق و انعقاد قرارداد موقت با کارگران، فشار بر آنها را افزایش دهند و بعد به نوعی، واحد را به سرمایه تبدیل کنند.»

 

آقای پورطالبیان اشاره کرده بود که «صنعت تایر سازی به گونه ای است که اصلا نباید بحران و مشکلی در این زمینه وجود داشته باشد، ولی با وجود این، کارگران شرکت حقوق نگرفته اند و باید در شرایط تورم ۱۷ درصدی هم زندگی کنند.»

 

به گفته دبیر خانه کارگر اسلام شهر، « اگر در آینده، این شرکت اعلام ورشکستگی کند، مالکان آن می توانند سرمایه هنگفتی به دست آورند و انگار هدف نهایی نیز همین است که با این کار، تعداد زیادی از کارگران هم بیکار شوند.»

 

اعتصاب ها و اعتراض های کارگری

 

در سال های اخیر، اعتصاب ها و اعتراض های کارگری بسیاری در ایران به وقوع پیوسته است که از آن میان می توان به موارد کشت و صنعت کارون شوشتر، نیشکر هفت تپه، کیان تایر و صنایع مخابراتی راه دور اشاره کرد.

 

این اعتصاب ها به طور عمده در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق و مزایای کارگران روی داده اند.

 

در همین ارتباط، سه هزار کارگر شرکت نیشکر هفت تپه از روز بیستم فروردین اقدام به اعتصاب دیگری کرده اند.

 

پرداخت نشدن حقوق کارگران کیان تایر و دیگر کارخانه ها در ایران برای چند ماه متوالی، موضوع جدیدی نیست. در حقیقت، با تشدید مشکلات اقتصادی، بسیاری از واحدهای تولیدی دولتی و خصوصی به عنوان کسر بودجه و یا ورشکستگی از پرداخت حقوق کارگران خودداری می کنند.

 

در این خصوص، علی محجوب، دبیر کل خانه کارگر و نماینده مجلس شورای اسلامی، سال گذشته اعلام کرد که کارگران برخی از واحدهای تولیدی حتی از بیش از ۱۲ ماه حقوق معوفه طلب دارند.

 

پرداخت نشدن حقوق ها به همراه افزایش میزان اخراج کارگران، رشد نرخ بیکاری و تشدید تورم و گرانی، اعتراض و اعتصاب کارگران، بویژه در دو سال گذشته را به دنبال داشته است.

 

در این اعتصابات، به طور عمده، خواسته های صنفی از جمله، پرداخت حقوق و بن های کارگری معوقه و تاسیس سندیکا مطرح شده اند.

 

در مقابل این اعتصابات، دولت واکنش های متفاوتی نشان داده است. دادن قول پرداخت سریع حقوق های معوقه یا کمک های مالی به کارخانه های دچار مشکل، یکی از این واکنش ها بوده است.

 

اما در مواردی، همچون اعتصاب هزاران کارگر شرکت نیشکر هفت تپه، دولت متوسل به برخوردهای امنیتی - قضایی با سازماندهندگان و فعالان کارگری این کارخانه شده است.

 

با این همه، موج اعتصابات کارگری به دلیل ادامه مشکلات روزافزون اقتصادی همچنین ادامه داشته است و برخی از فعالان کارگر می گویند اعتصابات در آینده باز هم به وقوع خواهند پیوست و برخوردهای امنیتی - قضایی چاره مشکلات هفت میلیون کارگر و خانواده های آنان نیست.

 

بهروز کارونی

رادیو فردا

 

alborz۱.JPG

alborz۲.JPG

alborz۳.JPG

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:42  توسط تحريريه خبرنامه  | 

یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387

‏‏در شرایطی که روزانه در ایران اس ام اس های فراوانی با مضمون طنز علیه دولت و سیاست های آن میان ‏مردم رد و بدل می شود، وزارت اطلاعات با همکاری وزارت ارتباطات، در عکس العملی نسبت به این ‏وضعیت، تحریریه تدوین “جوک” و ارسال آن از طریق اس. ام. اس را راه اندازی کرده اند.‏

 

یک منبع مطلع به خبرنگار روز گفت که این تحریریه بخشی از یک طرح بزرگتر در حوزه جنگ روانی ‏روانی بوده که جناح محافظه کار در طی زمان به ضرورت تاسیس آن پی برده است. این منبع مطلع افزود: ‏این طرح دارای دوهدف سیاسی و مالی بوده است. وی در توضیح بعد سیاسی طرح مزبور اظهار داشت: ‏هدف دیگر ازراه انداری این بخش، واکنش نسبت به میلیون ها جوک و پیان طنز آمیز ضددولتی بوده است. ‏وی با اشاره به این که دولت با وجود راه اندازی این ستاد هنوز درطرح خود موفق نبوده گفت: با این همه ‏مردم برای آن که وارد بازی ای نشوند که دولت میدان آن را فراهم کرده است، باید با هوشیاری تمام ‏اس.ام.اس ها را مطالعه کرده و از ارسال “هر آنچه” به انها می رسد خودداری کنند.‏


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:40  توسط تحريريه خبرنامه  | 

یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387
مدیر عامل کانون رهپویان وصال:
انفجار دیشب ناشی از کارگذاشتن مواد منفجره در زیر قفسه ای که مربوط به نمایشگاه معراج شهدا می باشد
 

مدیر عامل کانون رهپویان وصال گفت: انفجار دیشب ناشی از کارگذاشتن مواد منفجره  در زیر قفسه ای که مربوط به نمایشگاه معراج شهدا می باشد.

حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد مدیر عامل کانون رهپویان وصال در گفت و گو با ایسنا ابراز داشت: دیشب بعد از سخنرانی، حدود ساعت 21:10 متوجه انفجاری در محل کانون شدیم و بعد از کارشناسی گروه های متخصص، به اين نتيجه رسيدند که شخصی مواد منفجره را در زیر قفسه ای که مربوط به نمایشگاه معراج شهدا می باشد، قرار داده است.

وی افزود: در این قفسه آثاری از شهدا من جمله لباس، پوتین، چکمه، کلاه آهنی، پوکه های خمپاره منور و پوکه توپ به عنوان گلدان استفاده شده بود که با انفجار این ها تبدیل به ترکش شده و متاسفانه منجر به جراحت شدید و شهادت جمعی از دوستانمان شد و در بررسی دقیق با توجه به اینکه در زیر قفسه، چاله ای ایجاد شده است معلوم گرديده که در آن مکان مواد منفجره کار گذاشته شده بوده است.

مدیر عامل کانون رهپویان وصال افزود:  شدت انفجار به حدي بوده است كه موج آن قفسه را به آسمان پرت کرده، به سقف حسینه زده و برگشت خورده است.

وی با بیان اینکه  این مواد منفجره در کیفی که در زیر قفسه بود، جاسازی شده بود ، به دیدار صبح امروز خود با آیت الله حائری شیرازی اشاره کرد و گفت: در دیدار امروز بنده با آیت الله حائری نماینده مقام معظم رهبری در استان فارس در ساعت 7 صبح، ایشان بیاناتی را بیان نموده اند که «هیچ مواد منفجره ای در این نمایشگاه معراج شهدا وجود نداشته است و تمام قدرت این انفجار به این قفسه بوده است که به عنوان ترکش بعد از انفجار عمل کرده است.»

حجت الاسلام انجوی نژاد به نقل از آیت الله حائری افزود: «موج انفجار به قدری شدید بود که قفسه 600 کیلویی را پرتاب کرده است و نفراتی را قطعه قطعه کرده است و حدود 170 نفر را مجروح کرده است و در سقف حسینه شکاف عظیمی ایجاد کرده است كه طبیعتا مي توان نتيجه گرفت كه مقدار مواد منفجره زیاد بوده است.»

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:36  توسط تحريريه خبرنامه  | 

شنبه بیست و چهارم فروردین 1387
وزیر علوم از تشکیل گروه نظارت دایمی بر دانشگاه ها به ریاست دانشگاه جامع استان خبر داد: «در استان ها گروه نظارت دایمی بر دانشگاه ها به ریاست رییس دانشگاه جامع استان در نظر گرفته شده که این نظارت دایمی از امسال کار خود را به صورت جدی آغاز می کند.»

به نظر وزیر علوم مسایل ارزشی و انقلابی در دانشگاه های کشور وضع مطلوب و رضایت بخشی ندارد.»

عدم رضایت از مسایل ارزشی و انقلابی در دانشگاه های کشور به این معنا نیست که وضعیت دانشگاه ها نسبت به وضعیت جامعه بدتر است اما در دانشگاه ها جو مذهبی و علاقه مذهبی بسیار بالاست و برای رسیدن به آرمان ها باید تلاش کرد.


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 15:31  توسط تحريريه خبرنامه  | 

شنبه بیست و چهارم فروردین 1387
گویا سال جدید، چنانکه از طلیعه‌اش پیداست، سال برخورد با فعالان سیاسی و کنشگران جامعه مدنی است. در نخستین ماه این سال، یعنی در روز سه شنبه ۲۰ فروردین، ماموران انتظامی خدیجه مقدم را در منزل مسکونی اش دستگیر و با قرار وثیقة یک میلیارد ریالی روانه بازداشتگاه وزرا کردند.

 

خدیجه مقدم این مادر ۵۶ ساله که سالها در عرصه های گوناگون جامعه مدنی از جمله محیط زیست، جنبش زنان و استقرار حقوق بشر و صلح در ایران و جهان تلاشی مستمر و خستگی‌ناپذیر داشته در شرایطی با اتهامهای گوناگون مواجه شده است که، بنا بر گزارشها، در برابر درخواست غیرقانونی ماموران دادستانی مبنی بر معرفی ۸ تن از فعالان مدنی که به خانه او رفت و آمد می کردند مقاومت کرده و اقامت در زندان را ترجیح داده است.

 

مقدم فعال جدی محیط زیست است؛ او در این عرصه از پیشگامان حفظ محیط زیست در ایران به شمار می‌رود. از جمله فعالیتهای وی در این عرصه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: همکاری با شهرداریهای مختلف کشور برای آموزش تفکیک زباله در سطح شهر تهران و شهرستانها، به روش چهره به چهره، برگزاری سخنرانی و کارگاههای آموزشی گوناگون برای حفظ محیط زیست. اوعضو جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست، معترض همیشگی تخریب جنگلهای تهران و شمال ایران، مشوق و آموزگار زنان کیان شهر برای تأسیس آشپزخانه عمومی غذای سالم بوده است. او سالها در زمینه کارآفرینی برای زنان و تشکیل تعاونیهای زنان نقش‌آفرین بوده.

 

مقدم فعال خستگی ناپذیر جنبش زنان است؛ او در عرصة جنبش زنان از مبتکران راهها و روشهای مسالمت آمیز برای رسیدن به حقوق برابر و ارتقای سطح کار و زندگی زنان به روشهای شرافتمندانه است و همواره برای تغییر قوانین تبعیض آمیز بر ضد زنان تلاش کرده است. مقدم از فعالان کمپین یک میلیون امضا و عضو کمیته مادران این کمپین است.

 

مقدم فعال دلسوز حقوق بشر است؛ او حقوق بشر را امری همه جانبه دانسته و در تمام زمینه ها در جهت دفاع، حفظ و ارتقای حقوق بشر تلاش کرده است. از جمله فعالیتهایش حضور گسترده در بازسازی بم و ایجاد فرهنگسرا برای بانوان، حمایت بی دریغ از آسیب دیدگان اجتماعی و خانواده های آنها بوده است که در کنار دفاع از حقوق محرومان و اقشار فرودست جامعه صورت گرفته و همواره زبانزد خاص و عام بوده است.

 

مقدم یک مادر صلح و از مخالفان واقعی جنگ و خشونت و اعدام است؛ او یکی از صلح طلبان جامعه مدنی است که بارها با نوشته‌ها و سخنرانیهای خود خشونت و جنگ طلبی ارباب قدرت را در جهان به نقد کشیده و از شرکت در حرکتهای اعتراضی ضدجنگ دریغ نکرده است. او در راه حفظ جان انسانها شبها و روزها راه شهرستانهای دور و نزدیک را پیموده تا با گرفتن رضایت از اولیای دم از اعدام جوانان و زنانی که خود قربانی آسیبهای اجتماعی بوده‌اند جلوگیری کند.

 

اکنون، این بانوی فعال جامعه مدنی ، با چنین پیشینه‌ای با اتهام “اقدام علیه امنیت ملی” و “تشویش اذهان عمومی” مواجه و زندانی شده است. چه کسی باور می‌کند که خدیجه مقدم امنیت ایران را به هم می زند و موجبات تشویش اذهان ایرانیان را فراهم می‌آورد؟ او، به هنگام دستگیری، در برابر این اتهامها در مقام دفاع از خود بهترین گواه را بر بی‌گناهی خویش آورده: “زندگی من بهترین گواه من است”.

 

انتظار و خواست ما این است: “هر چه زودتر به بازداشت غیرقانونی خدیجه مقدم، این بانوی خیر، نیک اندیش، برابری خواه، صلح طلب و کنشگر جامعه مدنی ایران خاتمه دهید”.


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 15:30  توسط تحريريه خبرنامه  | 

شنبه بیست و چهارم فروردین 1387

برنامه نظارت بر حمایت مدافعان حقوق بشر، به عنوان برنامه ای مشترک از “سازمان جهانی مبارزه با شکنجه” (OMCT) و “فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر” (FIDH) اطلاعات جدیدی را دریافت کرده است و از شما درخواست می کند که سریعا درخصوص وضعیت پیش آمده ذیل در جمهوری اسلامی ایران اقدام نمایید.

 

شرح مختصری از وضعیت پیش آمده:


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 15:28  توسط تحريريه خبرنامه  | 

شنبه بیست و چهارم فروردین 1387

اين برنامه  با حضور اكثريت اعضاي شوراي عمومي در مورخه 23 فروردين ماه 1387 راس ساعت 9.30با پخش موزيك اي ايران رسميت يافت، بخش اول مجمع با پخش كليپي ويديوئي از مجموعه فعاليت هاي انجمن اسلامي در سال گذشته آغاز گرديدوپس دازآن با حضور اعضاي شوراي مركزي در جايگاه اصلي وسخراني تعدادي از آنها ادامه يافت ،حميد بهنيا به نمايندگي از شوراي مركزي به تشريح وضعيت انجمن ودلايل تعليق آن ونيز فعاليت ها ومواضعي كه شوراي مركزي در راستاي مقابله با مشكلات انجمن اسلامي  انجام داده است ؛پرداخت،  پس ازوي سياوش حاتم دبيرتشكيلات انجمن اسلامي دانشجويان در ارتباط با اساسنامه انجمن اسلامي منتخب توضيحات مختصري را ارائه نمود ......

 


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:41  توسط تحريريه خبرنامه  | 

جمعه بیست و سوم فروردین 1387

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران امروز با صدور بیانیه ای گفت مقامات ایرانی با بسیج گسترده ای در احضارو بازداشت فعالان اقتصادی و اجتماعی به استقبال سال نو در ایران رفتند.

 

در بیستم فروردین ماه، نیروهای امنیتی، خدیجه مقدم، فعال حقوق زنان، را در منزلش در تهران بازداشت کردند. دو نفر از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در دادگاه انقلاب در همین روز بازجویی شدند. کمیته انضباطی دانشگاه شیراز ۳۰ دانشجورا بخاطر اعتراضات مسالمت آمیزشان در اسفند ماه، احضار کرد.

 

نیروهای امنیتی به زور وارد خانه خدیجه مقدم، عضو کمپین یک میلیون امضا، شده و ایشان را برای بازجویی به دادگاه انقلاب بردند. قاضی سبحانی قرار بازداشت موقت برای ایشان صادر کرد وبرای آزادی ایشان مبلغ صد میلیون تومان وثیقه تعیین کرد. بر اساس نوشته وب سایت کمپین یک میلیون امضا، تغییر برای برابری، مقدم در حالی که از دادگاه انقلاب به بازداشتگاه وزرا منتقل می شد به بازداشتش اعتراض می کرد.

 

وب سایت تغییر برای برابری از قول مقدم نوشت: ” اعتراض شان به برگزاری برخی از مهمانی ها و نشست ها با اعضای کمپین در منزل من بود که گفتم حق دارم در خانه خودم عروسی وعزاداری و مهمانی … داشته باشم. بازپرس پرونده همچین خواست که اسامی ۷ یا ۸ نفر از اعضای کمپین را که به خانه ام رفت و آمد دارند، به آنان بدهم. در جواب گفتم که اسم کسی را نمی برم چون این کار را اخلاقی نمی دانم بعد هم کار مخفی که نمی کنیم، همه را خودتان می شناسید.» وی در مورد اتهامش گفت :« اتهامم را تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت ملی اعلام کردند و برایم وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی صادر کردند. گفتم این میزان وثیقه را ندارم، پاسخ دادند یک هفته می روی زندان و بعد هم اسم افراد را می دهی و هم وثیقه را.”

 

در همین روز، به گزارش خبرگزاری دسترنج، شعبه ۱۴ پلیس امنیت در تهران سعید ترابیان و محمدابراهیم نوروزی گوهری؛ دو نفر از فعالان کارگری، را احضار کرد. این دو نفر در رابطه با نشریه داخلی سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه بازجویی شدند. مقامات پس از بازجویی، آنها را آزاد کردند. تعداد دیگری از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه نیز احضار شده اند.

 

پس از شروع به کار دانشگاهها در سال جدید در ایران، مقامات دانشگاه شیراز ۳۰ دانشجو را به کمیته انضباطی احضار کردند. در ماه گذشته، هزاران دانشجوی دانشگاه شیراز اعتصاب یک هفته ای را در اعتراض به سیاستهای رئیس دانشگاه برگزار کردند. کمیته های انضباطی برای صدور احکام محرومیت موقت از تحصیل دانشجویان تقویت شده اند. در سالهای اخیر، کمیته های انضباطی بیش از صد دانشجو را از ادامه تحصیل محروم کرده اند.

 

۲۱ فر