تبليغاتX
خبرنامه بوعلی سینا
یکشنبه بیست و ششم آبان 1387
امروز محققین و دانشمندان در تلاشند تا نقش زن و توسعه را تعریف کنند و برای تحقق آن تلاش و برنامه ریزی نمایند با توجه به نیازی که جامعه برای حضور این قشر در خود احساس می کند. لیکن مجریان نه تنها به این امر توجهی ندارند در جهت عکس آن هم در حرکتند. و غافل از آنکه حرکت در خلاف جهت مسیر آب خطر آفرین است!! چگونه زنی که در جامعه حضور پیدا نکرده فردا روزی قرار است در اتخاذ تصمیمات کلان این مملکت مشارکت نماید؟
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:26  توسط تحريريه خبرنامه  | 

سه شنبه بیست و یکم آبان 1387
موقعيت سرباز در مراكز و نهادهاي نظامي و استقرار در مقام ابژه‌ي برتري و سيادت نيروهاي ثابت و خود فرماسيون نظامي از كاركرد قواي نظامي نشات مي‌گيرد. اين همان تخطي ذاتي قواي نظامي است. اين موضوع، مساله‌ايي نيست كه اين قوا درصدد سركوب و يا راندن آن به بخش‌هاي محرمانه و دور از انظار ديگران باشند. اين وضعيت دو پهلوي قواي نظامي يعني ايجاد شكاف و پارگي در بطن نيروي انساني و ساير متعلقات آن، همان تناقضي است كه يك سازمان نظامي با پرداختن به آن استمرار مي‌يابد. سربازان همان بخشي از مردم و جامعه‌اند كه به موجب قانون قرار است مدتي محدود در نهادهاي نظامي به خدمت گرفته شوند. و به همين خاطر، بي جهت نيست كه لباس فرم سربازان همواره متفاوت از لباس فرم پرسنل كادر و ثابت مراكز نظامي است. اين‌جا نيز همان فاصله‌گذاري و اقتداري كه به ميانجي آن‌ها، قواي نظامي شكل مي‌گيرند، مناسبات سربازان با سايرين را در متني از قوانين و مقررات نظامي سر و سامان مي‌دهد. معمولا تنبيهات شديدتر، ممنوعيت و محدوديت در بهره‌مندي از خدمات، قوانين سفت و سخت‌تر در عبور و مرور از مراكز نظامي و... شامل پرسنل وظيفه مي‌شود – حتا آن دسته از سربازاني كه به جهت تحصيلات دانشگاهي درجات بالاتري نسبت به برخي از پرسنل ثابت دارند. و باز با به عاريت گرفتن از ژيژك، كه جز با دست‌كاري هرچند كوچك در عبارات‌اش حاصل نمي‌آيد،« ما نخواهيم توانست كه نظاميان را واداريم كه وظيفه‌ي خود را بدون نوعي تمايزگذاري و اعمال اقتدار در رابطه با سربازان انجام دهند چون اين موضوع همان تخطي ذاتي برسازنده‌ي قواي نظامي است.»
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:59  توسط تحريريه خبرنامه  | 

دوشنبه بیستم آبان 1387
باران كه ‌می‌بارد، شیخ غمگین می‌شود. نه برای باران و نه برای برگ‌ریزان كه برای داغ‌هایی كه در باران دیده است: مهرماه 1379 بود. عبدالله نوری به مرخصی آمده بود. معمولا سه روز به مرخصی می‌آمد و سه روز هم مرخصی‌اش تمدید می‌شد. مادرش همین سه روز را مغتنم می‌شمرد و از اصفهان به تهران می‌آمد تا چند روزی بیرون از زندان با فرزندش باشد اما قبل از آنكه سه روز مرخصی اولیه شیخ به پایان برسد به اصفهان بازمی‌گشت. می‌گفت دل ندارم كه تو را در راه زندان ببینم. دوست ندارم كه ببینم كه آمده‌اند تا فرزندم را به اوین ببرند. (...)

ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:49  توسط تحريريه خبرنامه  | 

دوشنبه بیستم آبان 1387
هدف این مقاله روشن ساختن این بدفهمی نسبت به فمینیسم است که بر اساس آن فمینیسم بعنوان یک جنبش ضد ازدواج، ضد خانواده و ضد مرد و یک جنبش وارداتی غربی تلقی می شود. مردان هم می توانند فمینیست باشند، زیرا فمینیسم فلسفه و جنبشی است علیه هرگونه اشکال ستمگری، از جمله ستمگری جنسیتی. فمینیسم علیه ازدواج و خانواده نیست بلکه می خواهد این نهادها را از بی عدالتی هایی که در آنها عجین شده اند پاک کند....

 


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:22  توسط تحريريه خبرنامه  | 

یکشنبه نوزدهم آبان 1387
...  واگذاری امر آموزش به بخش خصوصی و به تبع آن پرداخت هزینه و خرید و فروش شدن احتمالی نمره، مدرک و … هم خطرناک و هم در تضاد با قانون اساسی کشور فلذا نسخ و بی اعتباری آن حداقل از منظر مباحث حقوقی آشکار است. البته متولی قانونی قانون اساسی یعنی شورای نگهبان در سالیان اخیر و به ویژه در تعارضات مربوط به ورود بخش خصوصی به عرصه های گوناگون، همواره با اتخاذ موضع « اقتصاد بازار» پسندانه و با توجیه مصلحت نظام، نقش حقوقی خود را کاملا به فراموشی سپرده است و به مانند وضعیت مربوط به اصل 44 قانون اساسی که با ارائه نظریه تفسیری اصل جدیدی را برنهاد، به هر چه لطمه دیدن قانون اساسی کمک کرده است.
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:37  توسط تحريريه خبرنامه  | 

یکشنبه نوزدهم آبان 1387


  در حال حاضر با توجه به طرح های محدود کننده ای چون سهمیه بندی و بومی گزینی جنسیتی، آیین نامه های پوششی، تفکیک جنسیتی کلاس ها، رشته ها و کتب درسی ضمن تلاش برای اطلاع رسانی در این حوزه ها از طریق به همکاری درآوردن دختران دانشجو، مبارزه برای به عقب راندن دیدگاهی که به دنبال بازتولید فرهنگ سنتی مردسالار است، ضروری به نظر می رسد. sarabandi.JPG
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:40  توسط تحريريه خبرنامه  | 

جمعه هفدهم آبان 1387
maleki۱.JPG رسانه‌ها گفتند و نوشتند که آقای رهبر رئیس انتصابی دانشگاه تهران با موافقت مقامات بالای حکومت خواب‌های جدیدی برای دانشگاه دیده‌اند و آن این‌که پس از پذیرش جنسی دانشجویان و بومی‌سازی جنسیتی و احضار مرتب دانشجویان به حراست و دادگاه‌ها و باز نشسته نمودن جمعی از استادان فرهیخته و انجام آن‌چه به‌فکر علیلشان می‌رسید حال برای تسلط بر دانشگاه‌ها می‌خواهند لباس یک شکل (uniform) تن دانشجویان کنند که در خیابان و کوچه و برزن آن‌ها مشخص باشند تا بتوان به آسودگی هر بلایی سر آن‌ها آورد. به‌ویژه مجبور کردن دانشجویان دختر به رفتن زیر حجاب برتر! تا آن‌ها را باز هم در پوشش، محدود و محدودتر نمایند.
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:7  توسط تحريريه خبرنامه  | 

جمعه هفدهم آبان 1387
چه راه حلی برای فعالیت در حوزه زنان در سطح دانشگاه ها وجود دارد؟ چگونه می توان دختران را به حقوق برابر آنان با مردان آگاه کرد؟ شاید تنها تجربه موفق در این زمینه حضور دختران در کادر تصمیم گیری و اجرایی تشکل های دیگر دانشجویی باشد مثل انجمن های اسلامی. تأسیس کمیته های زنان انجمن ها و یا وجود دخترانی به عنوان دبیر و یا اعضای شورای مرکزی و عمومی انجمن ها توانسته تغییرات مثبتی را به وجود آورد. بررسی برنامه های اجرا شده در دانشگاه ها در مناسبت های مختلف مربوط به زنان نشان از برگزاری آنان از سوی انجمن های اسلامی دارد. گرچه این نتیجه گیری مطلق نیست و در مواردی برخی از نشریات و تشکل های دانشجویی توانسته اند برنامه هایی در حوزه زنان برگزار کنند اما در نهایت با برخورد دانشگاه مواجه شده اند. تجربه کار در کمیسیون زنان تحکیم نشان داده که می توان از ظرفیت های موجود در تشکل های دانشجویی که تا پیش از این بیشتر مردانه بوده و ساختاری مردسالارانه داشته اند استفاده کرد و حتی مردان را برای احقاق حقوق زنان همراه ساخت.(...)
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:25  توسط تحريريه خبرنامه  | 

پنجشنبه شانزدهم آبان 1387
(...)انتشار مصاحبه دکتر عبدالکریم سروش در روزنامه کارگزاران، با واکنش خشم آلود و شتابزده روزنامه کیهان ‏مواجه شد. بگونه ای که سکوت چند ماهه خود پیرامون دکتر سروش را شکست و طبق شیوه مالوف با بستن ‏آسمان و ریسمان، اتهاماتی بی اساس را متوجه این سرمایه علمی و اجتماعی کشور کرد (...)
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:46  توسط تحريريه خبرنامه  | 

پنجشنبه شانزدهم آبان 1387

(...)وقتی که تصویرت را دیدم که با حنجره زخمی پشت میکروفون های عمودی داد می زدی، که شاید نشان دهی به همان ها که رای شان را نثارت کردند که خیلی هم بی خاصیت نیستید، یاد مرد دیگری افتادم … پدر زهرا بنی یعقوب … همانی که شکنجه شده بود برای تولد این نظام و حالا برای تضمین بقای حیاتش، روی مرگ دخترش سرپوش می گذارند … فکرش را هم نمی کرد برای احیای امر به معروف شلاق بخورد و دخترش را برای امر به معروف دار بزنند … و حالا برای سلامتی بقیه فرزاندنش هم که شده باید بی خیال خونخواهی شود. می دانی نوباوه عزیز، هزینه هایی که تو و او دادید شاید به یک اندازه نبود اما جفتتان دو چیز را فهمیدید … او فهمید که: "فقط کابل نیست که می تواند آه یک مرد را بلند کند .. چیزهای دیگری هم هست" و تو فهمیدی :" فقط گاز خردل نیست که می تواند صدای یک مرد را خفه کند … چیزهای دیگری هم هست(...)


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:42  توسط تحريريه خبرنامه  | 

سه شنبه چهاردهم آبان 1387
قصه اين است که سهميه بندي و بومي گزيني و تبعيض جنسيتي، سري دراز دارد. سري که اول و اخر به ذهنيت ‏بيمار زنانه زدايي و پس از آن زن زدايي، برمي گردد. ذهنيت بيماري که در روبرو شدن با نيمي از جامعه، تنها تن او را ‏ملاک ارزيابي انساني قرار مي دهد و نه انديشه اش را. و فراموش مي کند که تن زن، همه زن نيست. اگر چه زن بي تن ‏نيز انساني کامل نيست. آقايان اجازه دهيد ما خودمان باشيم! با همين تن، زن باشيم. زنانه باشيم
حذف آگاهانه زنان از عرصه هاي عمومي جامعه، به بومي گزيني جنسيتي، سهميه بندي جنسيتي، ممانعت از ورود زنان به ‏استاديومهاي ورزشي و... محدود نمي شود. بلکه بخش (...)
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:26  توسط تحريريه خبرنامه  | 

سه شنبه چهاردهم آبان 1387
در کشوری که اصول مصرح و مبرهن قانون اساسی آن هر روز نه یکبار که بارها نقض می شود،نقض آشکار حقوق بشر چندان جای تعجب ندارد.ریشه ی این بی اعتنایی را باید آنجا جست که آیت الله جوادی آملی و آیت الله مصبا ح یزدی که پشتوانه های (...)

ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:20  توسط تحريريه خبرنامه  | 

یکشنبه چهاردهم مهر 1387
نظم و انسجام تشکیلاتی برای انجمن های اسلامی و دفتر تحکیم نقشی حیاتی دارد. در سایه برخوردهای گسترده ای که با تشکل های مختلف دانشجویی در سال های اخیر شده است، توان تشکیلاتی مجموعه، تا حدی، تضعیف شده است. دانشجویان به اندازه کافی راه های نوین فعالیت در شرایط فشار را فرا گرفته اند.
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:12  توسط تحريريه خبرنامه  | 

شنبه سیزدهم مهر 1387
چند هفته ای است که بدون آن که در روند فعالیت های دانشجویی تغییری رخ داده باشد و بدون آن که حادثه خاصی در پیش باشد کنترل های، به اصطلاح، نامحسوس فعالین دانشجویی افزایش چشم گیری یافته است و حمله برنامه ریزی شده رسانه های وابسته به نهادهای امنیتی به دفتر تحکیم وحدت و فعالین دانشجویی از تقریبا یک ماه پیش تاکنون ادامه دارد. مطالب مطرح شده حکایت از برنامه ای خاص جهت حمله به فعالیت های فعالین دانشجویی است. فضاسازی های فعلی را می توان با چند نگاه مختلف تحلیل کرد: مرعوب کردن فعالین دانشجویی، بدنام کردن و تضعیف جنبش دانشجویی، زمینه سازی برای برخوردهای آتی، بالا گرفتن انتقادات از عملکرد وزارت اطلاعات. به نظر می رسد عملکرد وزارت اطلاعات در برخورد گسترده با فعالین دانشجویی و هزینه زایی آن برای نظام مورد انتقاد مقامات و مسئولین نهادهای مختلف قرار گرفته است. از این رو مسئولین ذی ربط در این وزارتخانه در تلاش هستند با تبلیغات گسترده علیه فعالین دانشجویی، عقاید، ارتباطات و فعالیت ها و برنامه های آن ها هم مقامات مختلف را نسبت به عملکرد گذشته خود توجیه کنند، هم با پخش شایعات مختلف جلوی ارتباط گیری گروه های مختلف را با دانشجویان بگیرند و هم زمینه برخوردهای آتی را فراهم آورند. نکات مشترک کلیه مطالبی که اخیرا علیه دانشجویان منتشر شده به این شرح است: رقم خوردن انتخابات اخیر دفتر تحکیم به نفع طیف بسیار تندرو و حذف دیگر طیف ها، قصد فعالین دانشجویی جهت به آشوب کشیدن فضای دانشگاه ها از ابتدای مهر، تحت تاثیر گروه رجوی، آمریکا، اروپا و... بودن برنامه های دانشجویی، نقش فعالین ملی- مذهبی در اجرای پروژه های بیگانگان توسط فعالین دانشجویی
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:48  توسط تحريريه خبرنامه  | 

چهارشنبه دهم مهر 1387
جامعه ایران در برزخ سنت و مدرنیته گرفتار است. این گرفتار شدن باعث گردیده كه در طول تاریخ جریان‌ها و گروه‌های تاثیرگذار دچار بدفهمی در تعیین موقعیت زمانی، جایگاه مكانی، ساختار تشكیل‌دهنده، استراتژی و عمل گردند. لذا در گذر زمان تجربیات مشابه و بعضا بدون ثمره را به جامعه وارد كرده‌اند. این جریان‌ها گاهی مقهور ایده‌های وارداتی شده‌اند و گاهی نیز دچار حركات انتحاری می‌گردند و در پس‌زمینه عملكرد آنها جز خشونت و انشعاب و انحلال عایده‌ای برای جامعه نداشته‌اند. برزخ سنت و مدرینته گاهی نیز بازیگران صحنه را، به سویی برده كه در سناریو و مرامنامه‌شان دست برده و نحوه عمل خود را به شكل نامطلوبی تغییر داده‌اند. این‌گونه تصور از نقش و عملكرد آنها باعث گردیده كه بالانس جامعه ایران بین روشنفكران و مجموعه طبقه متوسط دموكراسی آور جنبه سیاسی داشته باشد. بر همین روال است كه جنبش دانشجویی ایران با پذیرش نقش پیشتازی در مسیری قدم نهاده است كه هیچگاه برای آن تعریف نشده است. اینگونه پذیرفتن نقش‌های اجتماعی باعث گردیده كه تمامی احزاب و گروه‌ها و جنبش‌های پیشرو روی خط عدم كامیابی مستمر و خوشنامی مقطعی قرار بگیرند. زیرا پارادایم‌های خوشنامی در مواجهه با حوزه عمومی دائما متغیر می‌باشد، اینگونه می‌شود كه برخی احزاب و جریان‌ها با وجود خسارت فراوانی كه دیده‌اند نه كامیاب بوده‌اند و نه در اذهان عمومی جایگاه محكم و موثری پیدا كرده‌اند..........
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:25  توسط تحريريه خبرنامه  | 

یکشنبه سی و یکم شهریور 1387
مينك صلاي شب!
همينك كه فردايمان را ديروز كشته‌اند
همينك كه حالمان را به سرما سپرده‌اند
همينك كه سياهه اي از ستاره ها بر كتيبه‌ي شهر حك كرده‌اند
همينك صلاي شب!
محمد صيادي به جرم فعاليت هاي دانشجويي اش توسط نيروهاي امنيتي
دستگير و پس از سه روز تحمل زندان انفرادي و بازجويي به قيد وثيقه 90
ميليون توماني تا تشكيل دادگاه آزاد مي شود، دانشجويان دانشگاههاي همدان
در خبرنامه خود از تلاش نيروهاي امنيتي براي منزوي كردن محمد خبر مي دهند
و محمد صيادي به خاطر اينكه دوستانش در انجمن اسلامي دانشجويان همدان او
را ياري كرده اند از يكايك آن ها سپاس گذاري مي كند، اما در پس اين ماجرا
يك سوال مطرح است و آن اينكه كدامين اتهامي كه به محمد صيادي وارد آمده
خارج از محدوده فعاليت هاي دانشجويي او بوده كه به جاي كميته انضباطي
دانشگاه، وزرات فخيه اطلاعات و دادگاههاي استان همدان زحمت به خود داده و
چنين عملكردي را از خود نشان دادند؟
آزادي آكادميك، شايد روياي اين سالهاي فعالين دانشجويي باشد و اينجا
اگر شركت محمد صيادي در مباحث آكادميك با موضوع ديدگاههاي فعالين چپ در
دانشگاه را كه به عنوان اتهام ترويج چنين افكاري براي او مطرح شده است،
بنا بر اصل آزادي آكادميك به نقد بگيرم شايد مزحك به نظر آيد، افكار آقاي
خميني، رهبر انقلاب 57 را در مورد تشكيل كميته هاي انضباطي و عدم ارجاع
مسائل مربوط به دانشجويان به ارگان هاي خارج از دانشگاه را نيز اگر مطرح
كنم، شايد بسياري زندان هايي را به من نشان دهند كه اين روزها از
دانشجويان مملو شده و نقل قول هايم از آن پير كه اين روزها تنها كاربرد
گفته هايش براي پر كردن صفحه سوم كتب مدارس است، طنز روز مجالس گردد،
حرف‌هاي محمد كه اتهاماتش را مي گفت در گوشم مي پيچد و با مرور آن چه بر
سرزمينم رفته از خود مي پرسم آيا محمد صيادي به جز اينكه وقتي مي ديد در
هر اتاقي و بر سر در هر ساختماني در اين كشور عكسي از آقاي خميني ديده مي
شود، تصور كرد سخنان رهبر انقلاب 57 در ارتباط با دانشگاه ها و آزادي هاي
آكادميك دانشگاهي هنوز هم مي تواند معتبر باشد؟
آقايان خامنه اي، رفسنجاني و بسياري ديگر از مبارزان مسلماني كه
تجربه مبارزات زمان ستم شاهي را در خاطرات خود دارند، اگر برگه اتهامات
ممحمد صيادي را مطالعه كنند، خاطرات تلخ و شيرين زيادي را به ياد آورند و
آن اتهام هميشگي كه به مبارزاني كه بر عليه رژيم ستم شاهي فهاليت مي
كردند، اطلاق مي شد: "كمونيست"
شايد بسياري با خواندن اين مطلب مرا به سخره گيرند و برخي تمايلات
چپ گرايانه صيادي را دليلي براي اثبات گناه! او دانند، كه تعدادشان نيز
كم نخواهد بود و من در موضع دفاع فقط مي توانم از خود بپرسم كه مگر
بسيجيان، جنبش هاي فتح، حماس، مقاومت اسلامي، حزب الله لبنان و ... نوعي
گرايش چپ ندارند پس چرا آنان را به چوب كمونيست بودن و بي خدايي ترد نمي
كنند؟؟، هر چند ميدانم كه حتي حاميان و مروجان كمونيسم نيز اگر در خارج
از ايران باشد، مثلاً جايي در آمريكاي جنوبي يا جنوب شرق آسيا و شايد هم
در آن طرف مرزهاي شمالي ايران، افرادي هستند دوست داشتني و از نظر دولت
مردان نهم لازم الحمايت، اما كوچكترين گرايش چپ يا راستي كه بر خلاف
منافع جناحي گروه حاكم بر دولت نهم باشد لايق سركوب.
چنديست كه از وا اسلاما گفتن خسته شده ام وحتي خود را براي روخاني
توبه نامه مصاحبه مطبوعاتي پس از چندين روز انفرادي در بندهاي امنيتي
آماده كرده ام و البته با تصويب قوانين منافي آزادي هاي فردي كه هر روز
در مجلس تصويب مي گردد، حتي رخت سفر به ديار باقي را هم بسته ام، كه اين
روزها ديگر صدور حكم اعدام به دليل مخالفت با رويه موجود به بهانه تشويش
آرامش ساكنان خموش اين مرز و بوم عين قانون است، شايد امروز يا فردا يكي
از قضات همداني براي محمد صيادي حكمي صادر خواهد كرد و تنها اميد دارم كه
آن قاضي نه قاضي پرونده آقاجري باشد و نه قاضي پرئنده زهرا بني يعقوب ونه
قاضي پرونده سيامك كريمي( كه به جرم سخن نگفته او را محكوم كرد تا مدركي
براي جلوگيري از تحصيل رتبه 11 كارشناسي ارشد حقوق به دست آيد) و نه قاضي
... ببخشيد فكر كردم تعدادشان كمتر از اين حرفا باشد، شايد بهتر باشد فقط
منتظر بنشينيم و ببينيم اين برگه جديد پرونده سياه قضاوت هاي سياسي
دادگاههاي همدان چگونه خواهد بود.
زمان زيادي به آغاز سال جديد تحصيلي دانشگاهها نمانده و با رويه
موجود كه حداقل مي توانم در دانشگاههاي استان همدان كه آشكارا آن را
ببينم، دستگيري كساني چون محمد صيادي شايد ميخي بود بر تابوت فعاليت شفاف
دانشجويي و صدور هر حكمي براي اين فعال دانشجويي، فضاي دانشجويي همدان را
كه در سه سال اخير چه از نظر تعداد سه ستاره ها، اخراجي ها و تعليقي ها و
چه از نظر برخوردهاي راديكال نيروهاي امنيتي با دانشجويان يكه تاز فضاي
دانشجويي كشور بوده را بسيار راديكالتر كرده و به مانند ريخن خاك بر روي
تابوت فعاليت هاي رسمي خواهد بود و نسل صيادي ها را واپسين نسل فعالان
دانشجويي رسمي و شفاف دانشجويي استان همدان بدل خواهد كرد، كه هيچ يك از
چند ده دانشجوي سه ستاره دانشگاههاي استان، چند صد دانشجوي داراي احكام
تعليق و چند دانشجوي اخراجي آن قدرت جلوگيري از راديكاليسم و زير زميني
شدن فعاليت هاي دانشجويي را نخواهند داشت.
شايد تكرار مكررات، مطلوب نباشد، اما در همان روزهاي ابتدايي ورودم
به دانشگاه به ياد دارم نسل پيشين بارها در مقالات و بيانيه هاي خود چنين
روزي را پيشبيني كرده و از عقلاي نظام خواستار جلوگيري از اين روند مي
شدند و امروز نيز من با تكرار سخنان آن پيشكسوتان تناه مي توان دست به
دعا بردارم تا عقلاي نظام با كنشي مطلوب در ارتباط با رويه اي كه در
مشهد، زنجان، تربيت معلم و اينك در همدان در حال پيگيريست، تا شايد سخنان
بزرگان در ارتباط با آزادي هاي آكادميك را تنها براي چاپ در صفحه سوم كتب
مدارس ندانيم و روزي را نبينيم كه بار ديگر شعار "استقلال،آزادي، جمهوري
اسلامي"به سخن دانشجويان معترض در مقابل مسئولان كشور بدل گردد.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 15:24  توسط تحريريه خبرنامه  | 

پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387

((واكاي  بخشی  ازدلايل دروني تاريكي سپهر روشنفكري در ايران))

 

جمله ايي غريب است ،بر تارك صفحات آغازين سمفوني مردگان ؛هرگاه كه در خوانش دوباره اين سمفوني عميق ودردناك بدان ميرسم به ناگاه ضربات پتك بر ذره ذره ذهنم سنگيني ميكند، ذهنم از صفحات كتاب فا صله ميگيرد ودر بيغوله هاي شهر مردگان خود را نظاره گر و افسون زده جواناني اتوكشيده مي بيند كه به عنوان سفيران گيردنده تجدد عازم ديار ديگرند؛اينان سالها پس از باليده شدن در مدارس مدرني كه در اي بيغوله ديگر نظيرشان يافت مي نشود ،بورس گرفته بودند آنهم از نوع سلطنتي تا به ديار علم بروند ودر باز گشت به عنوان سوغات تحفه ايي زيور بسته بنام مدرنيته را به هم را بياورند وهمشان به مستخدمين دولت فخيمه تبديل گردند وآنرا در به سر منزل رساند كميت لنگش به قله ترقي ياري رسانند!؟.آري نمي دانم چرا اين جمله ناخداگاه مرا ياد اين سفيران مي اندازد ،اين سفيران تالاب مردگان كه به دليل دست وپا زدن بيش از حدزنده گانش به بتلاقي متعفن تبديل شده بود كه همه را در خود فرو مي برد وحتي تمامي دستگاه وتشكيلات عريض وطيل ديكتاتور متجدد خواهاش هم نمي توانست نسيم حيات در آن جاري كند !هر چندكه هرزگاهي تندبادي وزيدن ميگرفت وخاشاك وجلبك هاي تالاب را كنار مي زد اما از باران حيات بخش خبري نمي بود ؛انگار ديكتاتور خواب نما گرديده بود لذا براي اثر بخشي اعمالش نااميدانه طرحي در اندختند در زماني كه بوي گند لجن هاي باتلاق بلند نگرديده بود،جواناني شايسته را يافت وبورسيه كرد وبه فرنگ فرستاد تا سفيرانش باشند اما چون خود بمانند ميجي نبود توصيه هاي آنگونه به آنان نكرد ، وبه سرپرست ها نيز فرمان داد كه بر ايشان سخت نگيرد ،بگذارند در آبشار هاي مدرن شنا كنند، در بلنداي  آن سر بخورند وبه اعماقش فروروند!به واقع ديكتاتور غافل بود كه اينان تربيتي جدا داز اشراف زادگان علاقمند به تحصيل چند سال قبل دارند كه در مواجه تند باد هاي سفر علم به مانند پري بر آن سوار گشتند و اكثريتشان هرچه داشتند واگذاردند!؟آري اكثريت اين سفر كردگان منديان نهضتي در ايران كه او اصلا فكرش را هم نمي كرد !اومي خواست طبقه خود ساخته بسازد اماكابوس شب هاي سالوسي فرزندشرا ساخت !هرچند كه نهضت وتلاششان ظفري نداشت!اينان در مواجه با مهد ليبراليسم(فرانسه) سه وضعيت يافتند جمعي غريب از آنان سوداي باز گشت به خويشتن يافند ودر پرتو باورهاي قديمي وآموخته هاي سابقشان ضمن احترام به بدست آوردهاي دنياي كه بدان سفر كرده بودند سعي كردند در بازگشت مملكت خودرا به دوران باشكوه سابق بازگردانند اما به هر دفتري را كه بازكردند پر از تار استبداد ديدند پس آنگونه كه آموخته بودند سعي كردند مشروطه اش كنند چون مملكت را داراي نهادهاي مدرن زيور شده ايي مي ديدند كه بود ونبودشان فرقي نمي كند اما تتممه اي است كه نمي شود ناديده اش انگاشت واز با يك دگرگوني زبرجدي ساختش پس پارلمانيست گشتند وبه مبارزات مدني روي آوردند،به دانشگاه رفتند ودانشجو پرووراندند وروزنامه در آورندوحزب تاسيس كردند ،تا شكوه جلال كشور را حاصل كنند! اما با دوكوه مشكل مواجه گرديدند يكي ديكتاتوري كه شكوه بي خود نمي خواست وديگري غير مدني بودن جامعه والبته دانشجويان واكثريت همسلكاني كه به گروهاي تازه تاسيس آنها با اسامي مختف مي پيوستند،جمع مذكور كوه دوم را اصلا نمي شناختند يا اساسا باور نداشتند -هنوز در اين مورد به تشخيص قابل قبولي نرسيده ام ؛اما فرقي به حال نقل روايت نمي كند-در وصف آن سالهاي مبارزات مدني در ديار غير مدني مورخان ضرب المثلي عجيب وعبرت آموز نقل مي كنند -ايرانيها آنگاه كه يك هستند حرف مي زنند ،دو كه مي شوند حزب وتشكل و0000راه مي اندازند وسه ميگردند منشعب مي شوند – شمارگان سالهاي تلاش به شهريور بست رسيد اين جمع تلاش گر تحت تاثير تندباد آمده به رزم وتلاش خوئ سرعت بيشتري دادند وبر تعدد دسته جات مركز نشين وبزرگ شهر نشين خود افزودند ،فراموش كردند كه شهر هاي كوچك بسيار واز آنهنا بيشتر روستا ها وايلاتي در اين مرز بوم وجود مي دارند كه اساسا با دغدغه هاي آنها بيگانه اند وحتي اگر در مواقعي همراهيشان مي كنند از سر چيز ديگري است و نه معتقدات آنها! حتي سخيفانه يا مغرورانه با دوگروه ديگر ي كه از آن سفر با آنها همراه بودند به تعاملي و ياچالشي دست نيازيدند؛دوگروهي كه هر دو تقريبا مقلد گرديده بودند البته با تفاوتها ي فاحش يك دسته كه مستخدم دولت شده بودند به تاسي از ولي نعمتشان با همه سر جهاد مي داشنتند ويك تنه مي خواستند باز زور والبته هراهي با دستگاه پادشاهي همه رزا مدرن كنند وگروه ديگر نيز سر خورده عقب ماندگي ديار ،شكوه سابق مخصوصا قبل از هجوم قبايل بيگانه وعظمت پيشرفت ديگران يه دووضعيت گرويدند :ا-به دنبال عيش ومحو كردن خود در تاروپود آن وغافل شدن از محيط اطراف 2-به زيور طبع آرويدن آثاري كه از آنها بوي تعفن پوچي ونيستي حقير گونه وعجيب مسخ كننده به مشام مي رسيد؛ هرچند كه خوانندگان آثارشان در اين دوره بسيار بيشترند والبته مقلدان سبكشان كه هيچ وقت هوس آن ندارند كه سر خود را از برف برون آورند!،اما براي اين نويسندگان عدم خوانش آثارشان وقعي نمي داشت زيرا كه اينها برزاي زندگان مهم است ونه مر دگان از سفر بازگشته!عجيبتر آنكه گروهي از آنان بدون توجه به عدم وجود خلق در ايران به تشكلها ومحافل منادي آن گرويدند شايد براي آرام كردن نيم تارهاي زنده ذهن شان!؟ در اين وانفساي عجيب كه هيچ كدام از سردمداران توجه اي به ضروت پروش حوزه عمومي نداشتند وهمه مشغوا حرس برگ بودند ونه تيمار ريشه شايد فقط وقوع كودتايي مي توانست آنها رابه عدم ظفر مندي اعمالشان رهنمون كند اما رخ دادن اين واقعه دردناك نيز جز محكوم كردن ديگري وسرخورده شدن بخش وسيعي از جمع اول نتيجه ايي براي مردم ايران نداشت!اصلا انگار اراده اي براي درس گرفتن نبود ،استادان وشاگردان نمي خواستند بپذيرند كه راديكاليسم بلند پروازانه ومبارزه مدني بدون پشتوانه حوزه عمومي پويا هردو شكست خورده است !آنها انگار فقط درسفر ومطالعه روي سيب را برش زده بودند وعمق آنراوا رهانيده بودند!پس از كودتا دوگروه مقلد بي توجه به اطراف بشتر در خود فرورفتند،اكثريت جمع تلاش گر در كار فرورفتند ،عده اي رخت سفربستند وگروه قليلي نيز ابتدا جبهه دوم تشكيل دادند وبعداز ناكامي آن بدون توجه به دلايل،بخش قليل تري از آنها نهضت به راه انداختند!اما حكايت شاگردان سردمداران عجيب تر بود كه به راديكاليسم چريكي ومبارزه مسلحانه روي آوردند وناديده گرفتند حافظه تاريخي موجود در كالبد كشورشان را كه فتح با اسلحه تهران دمكراسي وپارلمان وحتي مدرنيته براي مردم نياورد بلكه تور ديكتاتوري گستاخ را آورد!جالب تر تقليد سنت آموخته گان بزرگ شده در مكتب بازار از آنان مي بود در تشكيل اين گروه هاي پيشرو كه البته همگي سعي مي داشتند بدون همراهي وتعامل با ديگري وحتي زمينه سازي در بين مردم يك تنه كاري كنند كارستان!!!!

ادامه نت هاي فالش شده اين سمفوني مردگان شايد نيازي به گوش يازيدن ويبان كردن نداشته باشد، اما قلم من بي اختيار در پاسخ به پرسش ذهنم درباره دليل يا دلايل عدم كميابي صخره نوردان روشنفکروآزاداي خواهي ايران پيش مي رودوكلمات يك از يك پي هم مي آيند ؛نوازنندگان بدون توجه به بينندگان وشنودگان اطراف ،بر سرعت نتهاي فالش خود افزودند وبذزگردباد وتندباد در خاك افكندند وبي توجه به مردم از آنها همراهي خواستند هر چند كه در لحظه اي كه در ظاهر به صبح ظفر رسيدندومردم را به صحنه كشاندند ،بخشي از آنها شهيد گشته واسطوره گرديده بودندوچندتايي اشان نيز مرگ طبيعي شان براي سرعت بيشتر بيخشيدن به تندباد شهادت شد اما جمع كثيرشان به دلايل واختلافات واهي سطحي در داخل يا خارج سفره جداكردندو بازاز تعامل باهم طفره رفتتند در نتيجه در صبح ظاهري پيروزي گلهاي متعفن نفاق ،جدايي وكينه بر سر سهم خواهي در زمين ايران سربرآورد !همه آنها اشباهات متعدد خود در سالهاي قبل را فراموش كردندوظفر ظاهري به وجود آمده را به خود منتسب دانستند بر سر سهم خواهي بيشترشان به خاطر ديني كه حس مي كردند بر مردم دارند ويا مردم بر آنها به جنگ با يكديگر پرداختند،جالب آن مي بود كه باز همه مي خواستند سر شوند وبرگ حرس كنند؛غافل از بيماري ريشه!!!!!!!

عده اي كه هنوز مسخ خلق بودند آنرا بيشتر پيش با سنت بدون نقد درست هيچ كدام آميختند وعلاج كار را در دگرگوني دستوري دانشگاه ،مردم ،روستا ،فرهنگ و... ديدندوبدون درس گرفتن از تجربه تشكيل نهادهاي بي ريشه وزمينه سابق با اسامي جديد والبته با ماموريت هاي غريب تر نوع انقلابي آنها را براي دميدن حيات به تالاب مرده

خلق نمودند.حاصل كار شان بسيار قابل لمس است ،سرخوردگي خود وهم دوره هاشان چه آنها كه مقابلشان بودند چه آنهايي كه همراهشان مي بودند.اما عجيب كه هنوز هم تعاملي در كار نيست !هنوزهم ديگري را محكوم مي كنند !وهنوز هم به سر وبرگ مشغولند وبه عینه اکثریت نوازندگاني كه از آن نسل مانده اند وهنوزهم نت فالش مي زنند!!اماعجيب تر همراهي شاگردان جديدشان است بدون توجه به ورق هاي موريانه زده تا خورده قبل وتكرار كلي گوييها وبلند پروازيها با رنگ بويي جديد وباز هم مغرورانه خواستار همراهي از طرفي مردمي شدن كه اصلا عادت نكرده اند آنها درست وعميق به مانند يك سوژه تاثير گذار وفعال وپويا صاحب راي ونظر ببينندودردناكتر تلاش اكثريت قابل توجهي از نوازنندگان است در پرورش شاگرداني شبيه خودشان كه بر گردشان حلقه زنند ومجيزشان را بگويند ودم بر نياورند!!؟؟

دارم به خود مي آيم انگار بار سنگيني از دوش ها ي ناتوان شكسته شده ام برداشته باشند وسنگيني جمله خوانده شده را برداشته باشند.ديگر قلمم نيازي به ادامه نگارش كلمات بي اختيار خود نمي بيندوبر تارك ذهنم يكي نهيب مي زند:

 كافي است اين همه تلخي!

حاصل چه بود آن همه فرياد را !

گاهي سكوت واژه گويايي ست!!!!!!!!!!!

رضا جعفریان 19/6/87

 

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 5:45  توسط تحريريه خبرنامه  | 

پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387
درنزد پروردگار ذكوريت و اناثيت معنا ندارد، انسانيت و حقيقت واحد وجودي آدمي مطرح است.
«يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيراً وَنِسَاء ...» نساء، آيه 1. اي مردم پروا بگيريد از آن پروردگاري كه شما را از «نفس واحده» و در واقع از يك نفس يا تك سلول، یک حقیقت واحد و ... خلق كرده است. بر ديگري برتري نداريد، ملاك برتريتان تقوا مي‌باشد در حقیقت اصل و گوهر ذات واحد دارند.
در انديشه و فرهنگ اسلامي، تشیع دو اصل مذهب (عدل ـ امامت) به اصول دين اضافه گرديده است بدين (...)
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 8:58  توسط تحريريه خبرنامه  | 

یکشنبه ششم مرداد 1387
rezaei۱.JPG سی سال از سقوط حکومت فساد گذشت، اما هنوز دانشجویان سهند تبریز، زنجان و ... به جرم اعتراض به فساد زندانی می شوند، سی سال از سقوط حکومت جور گذشت، اما باز هم به بهانه های گوناگون حکومت نظامی برقرار است. بلی سی امین سالگرد سقوط حکومت ستم شاهی فرا می رسد در حالی که ستم هنوز پا برجاست و هر روز تعداد کسانی که فریاد بر علیه ستم گر را عین آزادگی و دین داری می دانند کمتر از روز پیش می شوند، به راستی چه بر سر ما آمده است؟
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:38  توسط تحريريه خبرنامه  | 

دوشنبه سی و یکم تیر 1387
چندی پیش مطلع شدم تنی چند از اعضای گروها و کمپین های چپ ضد جنگ از جمله نازنین افشین که عضو سازمان کاسمی است در سالروز 18 تیر به ایراد سخنرانی خلاف واقع در یکی از دانشگاههای انگلستان پرداخته و به شدت جنبش دانشجویی ایران و کسانی را که در واقعه 18 تیر به نوعی فعال بوده اند مورد حمله قرار داده و همان اتهاماتی را که سالها تندروهای درون ایران به جنبش دانشجویی با عناوینی همچون وابسته و .... وارد نمو ده اند تکرار کرده اند.اما سوال آن است که سازمان فعالیت ضد جنگ چه ارتباطی با تحلیل جنبش دانشجویی دارد و یا به عبارت بهتر چرا باید این کار توسط این افراد صورت پذیرد؟ ایشان چه صلاحیتی برای ابراز نظر در این مورد دارند ؟و اگر این کار را می کنند چرا با تهمت های کاملا غیر واقع قصد تخریب جنبش دانشجویی را دارند؟
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:54  توسط تحريريه خبرنامه  | 

شنبه بیست و نهم تیر 1387
تحسين می کنم احمد باطبی را که با هوشمندی می گويد تصميم دارد به هيچ کدام از نوشته ها پاسخ ندهد. من فقط از اين نگرانم که يک روز خبردار شويم که احمد باطبی به ايران برگشته و به جمهوری اسلامی پناهنده شده و يکراست رفته خودش را به زندان اوين معرفی کرده است!
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:35  توسط تحريريه خبرنامه  | 

شنبه بیست و نهم تیر 1387
علی افشاری
تعطيلی دانشگاه و خالی شدن محيط های دانشگاهی از نيروهای دانشجويی، فرصتی را ارزانی دشمنان آگاهی و حقيقت نمود تا شکست عوامل شان در ميدان مبارزه را اين گونه جبران نموده و به انتقام گيری بپردازند و در سايه زور و قوه قهريه حکومت بتوانند فضاهای دانشجويی را در اختيار بگيرند ...  
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:15  توسط تحريريه خبرنامه  | 

جمعه بیست و هشتم تیر 1387
آیا به همین راحتی از خون دکتر زهرا بنی یعقوب و امثال او خواهیم گذشت؟ اصلاً در این سی سال گذشته سنگ بنای اوّل این بی عدالتی و بی انصافی را چه کسی یا کسانی بنا کرده اند؟
 
 
 
 

ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:50  توسط تحريريه خبرنامه  | 

جمعه بیست و هشتم تیر 1387
آیا پدر زهرا در مبارزه اش موفق خواهد شد؟نمی دانم .من فقط می دانم همه دختران سرزمینم می توانستند و می توانند جای زهرا باشند.

ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:49  توسط تحريريه خبرنامه  | 

جمعه بیست و هشتم تیر 1387
کانون زنان ایرانی -دکتر محمد صابر:یکی دو روز گذشت، وقتی اطلاعات موجود در خبرها را کنار هم گذاشتم، تمام بدنم را سرما گرفت، چشمانم خیس شد و ترانهء "بن بست" از "داریوش اقبالی" که از سروده های "ایرج جنتی عطایی" است در ذهنم شروع به خواندن کرد. به گریه افتادم و نمی‌دانستم چه باید بکنم؟! من انتظار دیدن "زهرا" را در لباس سفید عروسی داشتم و حالا به زور به او کفن پوشانده بودند!گریه امانم نمی‌داد.خواهرانم را در لباسهای عروسی شان دوباره بیاد آوردم اما اینبار یکی "کم" بود ! از زنده بودن خود شرمگینم و اگر – اگر – روزی به ایران بازگشتم، نمیدانم چگونه به چشمان پدر و مادر "دکتر زهرا" نگاه کنم.نوبت، "نوبت عاشقی" "زهرا" بود.
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:47  توسط تحريريه خبرنامه  | 

پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387

نماي اول:جيمي كارتر بر خلاف و نظر و پيش بيني شاه و دستيارانش بر جرالد فورد پيروز شد اما كارتر در مبارزات انتخاباتي خود گفته بود كه رژيم هاي ديكتاتوري اقمار امريكا را تحمل نخواهد كرد . شاه كه در دوران ترومن مجبور به تحمل قوام و رزم ارا و مصدقي شده بود كه  هر سه التر ناتيوي براي قدرت او بودند در دوره كندي نيز علي اميني را نخست وزير كرد و با طرح اصلاحات سياسي اداري اميني از تغير طبقاتي و تنظيم ديالكتيك  سر در اورد و در نهايت كه چه بلا ها كه بر سر خود نياورد كه در سايه توسعه مدرنيزاسيون و اقتدار بر مدرنيسم بنياد گرايي را قدرت بخشد تا نشان دهد ديكتاتور با قواعد دموكراتيك هيچ همخواني ندارد.

نماي دوم:قرار بود به عنوان وزير امور خارجه به شوراي امنيت بروم يك دفعه بدون اطلاع قبلي دفتر امام اطلاعيه داد كه هيچ كس از ايران در شوراي امنيت شركت نخواهد كرد نزد ايت الله رفتم و با تندي و عصبانيت گفتم اين چه رفتاري است چرا ابروي مملكت را مي بريد وزارت خارجه يعني چه مگر وزير خارجه مستخدم منزل شما است كه هر كاري بخواهيد بكند اقاي خميني گفتند كه حفظ حيثيت شما در اين بود. اين جملات بخشي از خاطرات ابوالحسن بني صدر اولين رئيس جمهور تاريخ ايران است .ماجرايي كه انتهاي ان براي امريكا اكتبر سورپرايز بود و براي انقلابي ها به تعبير هاشمي رفسنجاني در خطبه هاي نماز جمعه "مالاندن پوزه امريكا به خاك و دخالت در انتخابات انها و رسوا كردنشان"

نماي سوم:جمله مشهور ولي ساده اي در روابط ايران و امريكا وجود دارد كه نتايج معادلات سياسي دو كشور را به يكديگر پيوند مي زند كه هر گاه كلينتون ها در امريكا بر سر كار باشند شاهد حضور خاتمي ها در ايران هستيم و هر گاه بوش ها بر سر ايند حاصل كار انتخابات ها در ايران احمدي نژاد ها مي باشند اين جمله ساده باورانه نشان دهنده عمق مطلبي در پس واقعيت هاي نظم جهاني مي باشد كه متاسفانه جريان هاي دموكراسي خواه در ايران دچار كج فهمي در درك ان مي باشند. گفتمان ايران امريكا در طول تاريخ روابط بين دو كشور نه تابو در مذاكره  بلكه تابو در مذاكره كننده گان مي.باشد به همان ميزان كه ترومن نمي تواند ارتشبد زاهدي را تحمل كند به همان ميزان نيز بين كارتر و ريگان در ايران تفاوت وجود دارد كه اگر اين گونه نبود قفل حوادث سفارت و گروگان گيري دانشجويان خط امام در پس انتخابات امريكا شكسته نمي شد در واقع روابط بين ايران وامريكا در پس منازعات بين گروهاي درگير در هر دو كشور بايد جستجو شود نه در فضايي رمانتيك و فانتزي كه گروهاي دموكراتيك در ايران در پي ان مي باشند .لذا جريان دموكراسي خواه در ايران با اغشته كردن خود به اين گونه روابط تنها پارادايم هاي موثر خوش نامي را با بد نامي و منافع ملي را با بيگانه پرستي تعويض مي كنند در حالي كه تركيب روابط بين دو كشور در پس ساختار هاي حقوقي و قضايي و اخلاقي تنظيم نمي شود در واقع در ميان گروهاي تاثير گذار بر قدرت در ساختار هر دو كشور قطب هاي مثبت  و منفي ربايش گري وجود دارد كه  بر اساس شكل و ساختار يكديگر را جذب مي كنند ولي با اين تفاوت كه قطب ربايش قدرتمند براي حفظ منافع عمل ميكند و گروه ضعيف تر در پي حفظ جايگاه و ثبات خود مي باشد تا در طول تاريخ ايران و غرب قرار دادهايي مانند قرار داد 1919 وثوق الدوله و الجزاير  بسته شود .قطب جنگ طلب نئوكان تنها ميتواند با جنگ طلبان ايراني ديالوگ مشترك پيدا كند زيرا هر دو منافع خود را در منازعه و درگيري در منطقه جستجو مي كنند نه صلح وحقوق بشر و الا چگونه مي شود كه اصول حقوق بشر اسلامي و منشور حقوق بشر جهاني را كنار زد و يكي ساكت و ديگري فاعل بر انواع بمب هاي خوشه اي و اتش زا و اورانيم دار عليه بشريت در منطقه باشند در اين ميان طبيعي است كه حمايت نئوكان ها از جريان دموكراسي خواه در ايران جنبه ابزاري و در حد پالس هاي هدايت كننده منافع در منطقه و كشور صورت بگيرد زيرا جريان جنگ طلب امريكا و غرب هيچ گاه بر اساس ماهيت و شكل و ساختار نمي توانند با جريان دموكراسي خواه در ايران پيوند بخورد .

نماي چهارم :در تاريخ روابط ايران و امريكا كم نيست از رويدادهايي كه تلاش اپوزسيون براي ارتباط با غرب نه تنها نتيجه عكس داده است بلكه مذاكره در گوشه اي ديگر و در پس روابط و زد بند ها و كارتل هاي سياسي _اقتصادي شكل گرفته است و مذاكره كننده اصلي در حاشيه اي خاكستري رنگ قرار گرفته است . اين گونه مي شود كه مصدق و اميني و بني صدر و خاتمي در مذاكره با امريكا و غرب سايه كم رنگي بيشتر محسوب نمي شوند لذا جريان دموكراسي خواه ايراني بايد وظيفه اصلي خود را نه در قدرت سازي جديد در مناسبات بلكه در وادار كردن حاكميت به پذيرش مباني حقوق بشر و دموكراسي قرار دهند بدون توجه به چنين نظم پذيرفته شده اي اپوزسيون مستقل ايران راهي را مي رود كه 30سال قبل حزب توده رفته و نتيجه نگرفته است . مناسبات دولت هاي شبه مدرن با امپر ياليسم شرقي و غربي در حفظ ثبات دروني فراتر از ان چيزي است كه جريان اپوزسيون ايران در نظر دارد  اين جريان بايد در نظر داشته باشد كه به عنوان ابزار مورد سو استفاده قرار نگيرد زيرا قاعده طبيعي ان است كه امريكا يا هر كشور ديگري منافع خود را نسبت به جريان خارج تنظيم ميكند حال روزي با دولت ايران و روز ديگر با مخالف ان و در اين سو نيز جرياني وجود دارد كه پتانسيل واگذاري كليه سرمايه هاي كشور را دارد و داراي استعداد بالا در امتياز دهي را دارا مي باشد پس جريان اپوزسيون ايران با كدام معيار مي خواهد در برابر لابي هاو كارتل هاي قدرتمند مقابله كند و هيچ گاه فراموش نكند كه اين شيخ مهدي كروبي است كه با ويليام كيسي ريس ستاد انتخاباتي ريگان در27 ژانويه 1985در هتل ritzمادريد قرار ملاقات مي گذارد نه بني صدر .

انچه كه از رفتار شناسي اپوزسيون ايران بر مي ايد بجاي تلاش در جهت ارتقاي نقش اجتماعي خود به دنبال پروژه منجي سازي مي باشد تا بتواند بار وظايف انجام نداده خود را به گردن او بيندازد بدون توجه به اين نكته كه براي طيف جنگ طلب امريكا دموكراسي يك ابزار محسوب ميشود نه يك قاعده براي تحقق جامعه متعالي .امريكايي كه در سرنگون كردن دولت ملي مصدق از هيچ تلاشي فرو گزاري نميكند و حمايت از كشور هاي ديكتاتوري در راس خواسته هاي اين كشور قرار دارد بعد چه مي شود كه همين حكومت هاي ديكتاتوري را ساقط مي كند و يا در مقابل انقلاب ها منافع خود را تنظيم ميكند و بعد از مدتي منافع خود را در گسترش بنياد گرايي در منطقه مي بيند و در نهايت منافعش را در دولت هاي متعادل در منطقه تنظيم ميكند  و اپوزسيون ابزاري در اين منافع ميگردد و توسط انها اين استحاله ميشود پاسخ به اين گونه سوالات نيازمند باز نگري در رفتار جريان هاي حاكم در اين كشور ها و دول استعماري مي باشد و منافعي كه هر دو گروه در اين ساختار دارند مي باشد .

اگر چه داشتن دولت متعادل و دموكراسي خواه ارمان محسوب مي شود اما ايا هدف هر وسيله اي را بايد توجيه كند و پارادايم هاي منافع ملي و ملي گرايي با مباني منافع ساز پيوند بخورد.

نماي پنجم:داشتن روابط محترمانه با همگان امري منطقي است ولي اين مسئله بسيار پيچيده نيز مي باشد .حزب توده ايران كه دل به كانون هاي انقلاب كمونيستي داشت هنوز فراموش نكرده است كه در حالي پلنوم خود را در شوروي برقرار كرد كه در همان زمان شوروي و ايران بر سر قرارداد نفتي خوريان به توافق رسيده بودند تا رهبران توده از مسكو به المان شرقي منتقل شوند .بعد صد سال كه نيازمند ان هستيم كه دولت ملي با دموكراسي پيوند بخورد علاوه بر اتهام نخ نما شده امريكايي بودن و حقوق بگير بودن از سيا اپوزسيون ايران بايد صريحا و شفاف مواضع خود را در قبال جامعه بين الملل اعلام كند .اگر چه ارتباط با هر نهادي حق مسلم اپوزسيون مي باشد اما اين تفكر بايد در لواي حفظ منافع ملي صورت بگيرد كه اگر چنين تفكري سر امد شود اظهر من الشمس است كه امريكا از چنين جرياني حمايت نخواهد كرد .

تلاش دولت نهم علارقم شعارهايي كه مي داد به تشكيل دفتر حفظ منافع امريكا در ايران رسيده است كه اگر چه نفس كار مناسب است اما حامل پيام مهمي نيز مي باشد. در وراي چنين توافقي عملكرد اپوزسيون پر اهميت مي باشد لذا اين جريان بدون هيجان زدگي و حركات احساسي حضور خود را با همخواني دادن نگاه روشن فكري واجتماع تنظيم كند زيرا نبود چنين جرياني منابع عظيم ملي را در در معرض نابودي قرار ميدهد اين نكته بسيار كودكانه مي باشد كه به دنبال كشور هايي باشيم كه تحريم سياسي ونظامي را به اقتصادي تبديل ميكنند و كانون فشار را از دولت به ملت منتقل مي كنند و مي خواهند با بحران سازي بيروني برگ برنده را در تعيين كندگي دروني ايران داشته باشند و با حذف استراتژي تعامل بر اساس منافع ملي به دنبال رابطه تهاجمي بر حسب منابع ملي ما باشد

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:38  توسط تحريريه خبرنامه  | 

سه شنبه هجدهم تیر 1387
به نام خدای آزادی

 

آوخ چه کرد با ما، این جان روزگار

 

۱۸ تیرماه دیگری در راه است، عشق به آزادی دیگری در راه است…

 

۱۸ تیر نماد جنبش ازادیخواهی ملت ایران است که در آن روز با تمام قوا و به صورت غیر دموکراتیک سرکوب شد. دانشجویان بی پناه در این روز مورد ضرب و شتم خشکه مذهبی هایی که در راه حفظ ارمان خود گام بر می داشتند، گرفتند و اصلاح طلبان که در راس قدرت بودند باز مانند همیشه بنا بر حفظ مصلحت نتوانستنند حق قربانیان بیگناه این روز را بگیرند.

 

اما ۱۸ تیر جنبشی بود که برخواسته از بدنه ملت بود، آنجا که فرزندان این سرزمین در مقابل دیکتاتور زمان به پا خواستند تا بگویند که همیشه و در هر زمانی و با هر حکومت ظالمی که باشد در مقابل ظلم خواهیم ایستاد.

 

ما در هر حال به دنبال انسانیت و وجدان آگاه هستیم و بشریت بیدار هیچگاه در مقابل ستم تسلیم نخواهد شد، ما باید بدانیم که بشریت و انسانیت اندیشه نیست، عمل هم هست.

 

به یاد آن روزهای تلخ تیرماه ۱۳۷۸ و به یاد شجاعت آن دانشجویان مبارز و به یاد شهدای عزیزمان از جمله عزت ابراهیم نژاد و اکبر محمدی که مظلومانه، ما با تمام وجود خون خود را نثار آزادی وطن کردند، با هم به یاد این عزیزان و افراد گمنامی که این حماسه را ساختند، شمع دل خود را روشن نمائیم و یاد آنها را گرامی می داریم.

 

به امید روزهای خوب آزادی

 

پوران ابراهیم نژاد ۱۷/۴/۱۳۸۷

 

ebrahimnejad۲.JPG

ebrahimnejad۳.JPG

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:45  توسط تحريريه خبرنامه  | 

سه شنبه یازدهم تیر 1387

هانا در تاريخ ۱۳/۸/۸۶ توسط نيروهای امنيتی سنندج دستگير شد و بعد از دو ماه در اداره اطلاعات و تحمل شکنجه های روحی و جسمی راهی زندان سنندج شد . در تاريخ ۱۷/۲/۸۷ به اتهام دروغ اقدام عليه امنيت ملی دادگاهی شد و چند روز پيش حکم او را اعلام کردند .حکمی که شايسته هانا نيست .

من مادری هستم که برای هانا فقط مادری نکردم .بلکه مثل يک رفيق هميشه کنار هانا بودم. او در مورد حق و حقوق زنان با من حرف می زد و کمک به زنان بی سواد و ناتوان را هدف خود قرار داده بود . تمام زنهای که هانا را می شناسند و با او در ارتباط بودند با اخلاق و اهداف هانا اشنا بودند. هانا برای زنان محله کلاس می گذاشت وبا گرفتن کمکهای ماهيانه و شناسايی زنان بی بضاعت به آنها کمک می کرد .بعد از مدتی کمک با راه اندازی انجمن زنان اذر مهر کردستان فعاليت خود را گسترش داد و زنان ودختران زيادی به عضويت انجمن درآمدند من و ديگر دوستان هانا کنار هم بوديم .

روناک که هم اکنون در زندان است و سرنوشتی مانند هانا دارد مثل امروز هميشه کنار هانا بود .اولين گام خود را با کتابخانه ای هر چند کوچک در انجمن شروع کردند و با رفتن به روستاهای اطراف در سرمای زمستان زنان را در مدارس و مسجدها دور هم جمع می کردند و زبان مادری را تدريس می کردند و با دعوت از وکلا در کلاسها حق و حقوق زنان را بيشتر تشريح می کردند.گذاشتن يک دوره کلاس بنام تاريخ زن بر پايی مراسم ها و جشن هايی در روز زن و روز مادر از جمله فعاليتهای او بودند.

هانا ۲۱ سال بيش نداشت اما وقتی زنان و دخترانی را می بينم که شاگرد او بودند می گويند از وقتی هانا رفته ما بی مادر شده ايم ، فهميده ام که من فقط يک دختر به اسم هانا دارم . اما هانا هزاران دختر دارد که چشم انتظار او هستند . حال با توجه به اينکه فقط به مقداری کم از فعاليتهای او اشاره کردم. به عنوان رفيق و مادر هانا از تمام زنهای دنيا می خواهم که شما در مورد هانا رای صادر کنيد و بگويد که ايا ۵سال حبس در تبعيد مستحق هانا هست؟

مليحه اصغری مادر و رفيق هانا

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:26  توسط تحريريه خبرنامه  | 

یکشنبه نهم تیر 1387
torkashvand.JPG پس چرا پس از گذشت 30 سال باز هم ناچاریم از زور و تهدید و مجازات سخن بگوییم تا فرهنگ دینی را ترویج کنیم؟ تا جایی که امکان داشته است از ورود و تبلیغ و ترویج فرهنگ غرب و شرق به این کشور جلوگیری به عمل آمده است. از ممنوع بودن ویدیو تا ممنوع بودن ماهواره و فیلترینگ سایت ها و پارازیت های رادیویی و... همه و همه تا به حال با جدیت تمام پیگیری و اعمال شده است. پس چرا هنوز از مدهای لباس و موی سر غربی و شرقی سخن می گوییم و برای کسانی که این قبیل لباس ها و مدل موها را داشته باشند مجازات تعیین می کنیم؟
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:57  توسط تحريريه خبرنامه  | 

شنبه هشتم تیر 1387
یکی از علل پیروزی دانشجویان تربیت معلم بدون شک همبستگی گسترده دانشجویان با آن ها بود. اما در خصوص اعتراضات صنفی دانشجویان دانشگاه شیراز آن چه به وضوح به چشم می آید این است که آن اعتراضات کمتر مورد توجه فعالین دانشجویی قرار گرفت. به نظر می رسد حمایت گسترده از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم بی ارتباط به نزدیک بودن انتخابات شورای مرکزی دفتر تحکیم نباشد. هیچ علتی وجود ندارد که تجمعات دانشجویان شیرازی، تبریزی، کرمانی و... این گونه مورد کم توجهی قرار گیرند. اما اندک اندک هر چه به انتخابات اتحادیه نزدیک می شویم، فعالیت افراد در بدنه تحکیم شکل بسیار گسترده ای به خود بگیرد.
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 4:44  توسط تحريريه خبرنامه  | 

شنبه هشتم تیر 1387
عاشورا مدت هاست که هر روز تکرار می شود، 1 بطری آب برای 5 دانشجو در همدان نیز کم از بستن آب بر روی آنان ندارد، اگر بنی امیه حرمسرا را احیا کرد، کارکنان دولت نهم توحش و تجاوز به عنف رایج در جاهلیت عرب را در ایران احیا کرده اند و رسوایی های کرمانشاه، سهند، زنجان و … را پدید آورده‌اند تا این روزها بنی امیه را در تاریخ رو سپید کرده باشند. چندیست که شرم دارم بگویم مسلمانم، در حالی که کسانی چون مددی، سردار زارعی و… و حامیان بی چون و چرایشان چون احمدی نژاد، زاهدی، دادستان زنجان و … ادعای مسلمانی دارند، چندیست که وقت نوشیدن آب دیگر یاد تشنگان کربلا نمی کنم چون خاطره دانشجویان تشنه لب دانشگاه تربیت معلم لحظه ای امانم نمی دهد، چندیست …
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 3:45  توسط تحريريه خبرنامه  | 

چهارشنبه پنجم تیر 1387
خبرنامه بوعلی سینا:بیانیه اهانت آمیز سعید مرتضوی دادستان تهران ، که در آن دکتر علیرضا زاکانی نماینده مردم تهران با سخیف ترین ادبیات مورد هجمه قرار گرفته است ، بیش از آنکه نشان دهنده عصبانیت آقای دادستان باشد از به پایان خط رسیدن لجنه خاصی در پیکره قوه قضائیه حکایت دارد که در چند سال اخیر تلاش می کردند تا حیثیت این قوه گرانسنگ نظام را قربانی ارتباطات خاص خود با دانشگاه آزاد و مدیریت حاکم بر آن کند.
سایت خبری جهان نیوز در ادامه می افزاید: بعد از آنکه نمایندگان ملت در مجلس هفتم طرح تحقیق و تفحص از نظام آموزش عالی کشور را تصویب کردند ، دکتر علیرضا زاکانی از چهره های دانشگاهی مشهور به عدالتخواهی در راس کمیته تحقیق و تفحص قرار گرفت و بی هیچ ملاحظه ای روند کار را آغاز نمود تا نابسامانی های سیستم آموزش عالی کشور روشن شود.اما در این مسیر ، مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی که طی ربع قرن بواسطه حمایت های ویژه از جانب برخی چهره های سیاسی قدرتمند هیچ گاه پرونده عملکرد خود را به صورت شفاف در معرض قضاوت نهادهای داور قرار نداده بود با گاردی بسته در مقابل هیات تحقیق و تفحص ظاهر شد و به انحاء مختلف تلاش کرد تا از زیر ذره بین نظارت بگریزد.

 

 


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:19  توسط تحريريه خبرنامه  | 

یکشنبه دوم تیر 1387
afshari۲.jpg اگر دادگاهی سالم با حضور هیات منصفه وجود داشت و حکومت واجد مشروعیت اخلاقی و اقتدار در برخورد با متخلفان بود، قطعا نه فیلمی گرفته می شد، نه در جایی پخش می شد، نه کسی خود را در موضع تعقیب و مجازات متخلف قرار می داد و از همان آغاز متهم به دادگستری سپرده می شد. اگر با متجاوزان به حریم باور های اخلاقی و بر هم زنندگان امنیت دانشجویان دختر در دانشگاه های کرمانشاه و سهند تبریز، برخوردی جدی صورت می گرفت و رسوای عام و خاص می شدند، امروز دیگر معاون متخلف دانشگاه زنجان که در مقام رئیس کمیته انظباطی می بایست حافظ حقوق و امنیت دانشجویان باشد، جسارت نمی کرد که چنین خواسته بی شرمانه ای، از یک دانشجوی دختر آسیب پذیر داشته باشد.
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:24  توسط تحريريه خبرنامه  |